تبليغاتX
گروه کوه نوردی البرز دامغان
رفته بودم شیر کوه یزد. دو ساعتی هم یزد بودم. گزارش صعود را در وبلاگ بلند بالا میگذارم!

 
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 13:59 توسط محمود مزینانی |

اینم یه لابد!

بلند بالا

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:28 توسط محمود مزینانی |

                                                     با نام خدا

                    برنامه پیشنهادی  شش ماهه دوم گروه کوهنوردی البرز دامغان

                         

ردیف

     تاریخ

               شرح برنامه

  مدت

  منطقه

    سرپرست

1

12/7/87

     کوهپیمایی منطقه کوه چنگی

1روزه

   نمکه

  مهدی بابایی

2

26/7/87

       صعود به قله شاهدژ

1روزه

  لنگر

   امین نوروزی

3

10/8/87

  صعود به قله شاهدارازپنجعلی

1روزه

چشمه علی

ابوالفضل تیموری

4

23/8/87

 پیمایش خط الراس کوه سفید از سنجو

1روزه

چشمه علی

     علی عالمی

5

8/9/87

     عبور از تنگه پلنگ در

1روزه

طزره

   امین نوروزی

6

22/9/87

صعود به قله امامزاده ابوالقاسم از لار کوه

1روزه

دیباج

    مهدی امینی

7

13/10/87

      صعود به قله کافر سر

1روزه

گیو تنگه

   امین نوروزی

8

26/10/87

       صعود به قله توچال

2روزه

تهران

  محمود مزینانی

9

11/11/87

     صعود به قله محمد حنفی

1روزه

مهماندویه

     مهدی امینی

10

25/11/87

کوهپیمایی میان نو طزره به سربند دیباج

1روزه

طزره-دیباج

    مهدی بابایی

11

7/12/87

     صعود ویژه به قله چالویی

5/2روزه

طزره

     امین امینیان

12

15/12/87

    پیمایش خط الراس کندر کوه

5/1روزه

سیاه پره

ابوالفضل تیموری

 

ضمنا کلاس آموزش نقشه خوانی ، کار با قطب نما وGPSو یک دوره کلاس سنگ نوردی مقدماتی زیر نظر فدراسیون درپاییز برگزار خواهد شد.

نظرات و پیشنهادات خود را تا مورخ 5/7/87جهت قطعی شدن برنامه اعلام بفرمایید.

                                                                                       

                                       روابط عمومی گروه کوهنوردی البرز دامغان 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 23:38 توسط مهدی امینی |

مسیر سمت چپ مجیک لاین!

مسیر سمت راست هم یال آبروزیه که ظاهرا تمام نشده... ( منبع این عکس)

 

 

 

 

اینم یه عکس از وبلاگ آقای:

 Fabrizio Zangrilli

 

 

 

 

 

این عکسم که ارتفاع ۶۸۰۰ متری را  در مسیر مجیک لاین نشان می دهد:

 

این عکس هم رخ باختری  را از ارتفاع ۶۹۰۰ متری نشان میده که مسیر سمت سمت چپ یا همون شمال باختری   باشه و به سلامتی صعود نشده ( البته تا تاریخ منبع عکس)مسیر سمت راست هم تیغه جنوب باختری که خب لابد صعود شده آره بابا همون مجیک لاین خودمونه:

 

اینم عکسی از آقای dani_tic's photostream  در سایت flickr.com:

 

Magic line by dani_tic.

 

رفتین مجیک لاین خوش بگزره ما میریم چکل سیاه..

تلو و تویه.. البته دیزی سنگی در شاهدار ایشااله

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 16:0 توسط محمود مزینانی |

 

حسب الامر آقا محمود، یه جای جدید واسه عکس گذاشتن اینجا پیدا کردم. اگه خوبه و همه راضین صلوات بفرستین، قائله ختم بشه.

البته باید از "دکتر شیری" تشکر کنم که این جای جدید رو معرفی کردن.

شرح عکس: قله ملکـ بهار ۸۶ ـ عکس تکی

 

24012007(038).jpg - image uploaded to Picamatic
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 16:2 توسط سمانه نوروزی |

یه بحثی هس به نام تنبلی و اهمال کاری و از این چرت و پرتا

حضور درویش ۲۳ عارضم ما مردیم که این عکسهارو برین یه وبسایت خراب شده پیدا کنین و آپلود کنیدو ...باقی قضایا که این وبلاگ مثل کویر شهر دامغان تا چشم کار میکنه از حیاط یا همون عکس خالیه!با این ید و بیضا و هفت هشت نفر نویسنده هر کی ندونه فک میکنن این وبلاگ گروه کوه نوردی گوگله.یکی کامنت گذاشته بود که یه چیز کم داریم : عکس. من میگم دو تا : عکس و همت.آقای امینیان چنان شروع کرد که ما مات شدیم اما یه دفعه همچین عقب رفت که مات ماندیم. کمیته روابط عمومی هم مثه خرس از خواب بیدار میشه شکاری میکنه و بعد دوباره میره تو غار.خلاصه عروسی و این حرفا باب ارسال یکدوتا مطلب شد. خب ایضا شکر..

ما هم که نتونستیم دماوندو صعود کنیم و با شعار پهلوان زندش خوشه و همچنین شعار بزار به ما خوش بگزره تکبیر گویان مثل جرج بوش برگشتیم خانه. هر چی هم سعی کردیم شکستو ماله بکشم دیدم گودیاش تو دلم عمیق تر از هر چی توجیهه که با این وصله ها پینه بشه.

حقیقت مجموعه از بد بیاری ها پسمون زد به روزهای امیدواری

شاید بعد از ماه رمضان امتحان کردم ...شاید.

 

اگه میدونستم هوا اینقدرخراب میشه پانچو میبردم - از همین چیزا دیگه...

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 13:21 توسط محمود مزینانی |

 

 

منبع:amouzegar.blogfa.com/8507.aspx

منبع:www.f5.blogfa.com/post-40.aspx

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:40 توسط محمود مزینانی |

گزارش برنامه شناسایی خط الراس کوه سفید دامغان ، ازقله کرکسی تا قله محمد حنفی

افراد شرکت کننده: آقایان تیموری، صفدری،جمشیدی،اسحاقیان،امینی

تاریخ برنامه: 31و30/3/87

موقعیت خط الراس: این خط الراس در شمال و شمال شرق شهرستان دامغان ، از جنوب شهر دیباج آغاز شده و پس از مسافتی حدود 35 کیلومتر به قله محمد حنفی در منتهی الیه شرق منتهی می گردد. تمامی جبهه جنوبی این خط الراس صخره ای و قسمت شمالی آن مرتعی است . این رشته کوه در شمال شاهد منطقه سربند دیباج ، قله آبکش، دره مجن و در نهایت منطقه مجن می باشد و در جنوب نظاره گر منطقه اوشک( (aveshk  تونل مادر ، روستای طزره ، منطقه رزمجاو و روستای مهماندویه است . جغرافیای متنوع ، تحت حفاظت بودن منطقه ، چشمه های فراوان حتی روی خط الراس و برف چال های وسیع از امتیازات  ویژه این منطقه به لحاظ جاذبه های کوهنوردی می باشد. قلل معروف چالویی ، کرکسی(karkasi) ، محمد حنفی (دامتو) ، وروری(Ververy) سه برار و سه چله سو روی این خط الراس واقع شده است . دسترسی به این خط الراس از شهرهای دیباج و مجن و روستا های طزره و مهماندویه مقدور می باشد ارتفاع این خط الراس از 2800 الی 3800 متر متغیر است .

 گزارش:

 پس از پیمودن 20 کیلومتر از جاده دامغان ، شاهرود به سمت روستای کوهستانی طرزه و در شمال جاده ادامه مسیر می دهیم و پس از روستای طرزه و گرفتن مجوز از نگهبانی شرکت زغال سنگ البرز شرقی مسیر خود را در جاده اصلی به سمت چشمه معروف مهندس قربانی ادامه
 می دهیم . لازم به ذکر است جاده بعد از تونل مادر خاکی اما مناسب می باشد . پس از پیمودن 25 دقیقه از تونل مادر و گذشتن از چشمه مهندس قربانی به محلی می رسیم که جاده ای فرعی به سمت چپ منحرف شده و سنگ بزرگی در سمت راست جاده می باشد . با این نشانه ها محل توقف خود را تعیین نموده و مهیای حرکت می شویم . (زمان لازم با اتومبیل از دامغان تا محل توقف متوسط 5/1 ساعت می باشد.)

 با توکل به خدا راس ساعت15:10 دقیقه حرکت را آغاز می نماییم.. با کمی انحراف از تقاطع جاده فرعی مسیر پرشیب را به سمت صخره ها می پیماییم . پس از نیم ساعت حرکت، شکافی نسبتاً بزرگ در بین یکپارچگی صخره ها نمایان  می شود. با دیدن این تنگه و امتداد آن مسیر صعود تا چشمه کرکسی و متعاقب آن خط الراس مشخص است . مسیر بسیار پر شیب و شنی است . این قله در صورت عدم وجود برف در محل های محدود نیاز به سنگ نوردی و عبور از آبشار دارد . پس از پیمودن حدود 4 ساعت مسیر بسیار نفس گیر،ساعت 18:15 به چشمه پر خاطره کرکسی میرسیم . پس از لختی استراحت ، صرف عصرانه ای مختصر ، برداشتن آب و تماس با دوستان حرکت را از روی خط الراس  به سمت شرق و هرم  های دوقلوی چالویی ادامه می دهیم . پس از طی سه دامنه به صورت تراورس در ساعت 20:15 محل مناسبی را جهت شب  مانی انتخاب کرده و کمپ را مستقر می کنیم. کمپ را در داخل کاسه ای زیر قله  چالوئی و در کنار حوضچه ای فصلی انتخاب می نماییم.

غروب سرخ فام خورشید نظاره گر تلاش همنوردان برای نصب چادر و آماده کردن آتش است.شب بسیار زیبایی را با نشاط و سرور می گذرانیم.هوا بسیار سرد  شده است آنچنان که برکه کنار چادر و قمقمه های آب بیرون از چادر در این فصل سال منجمد شده است.

 حرکت از کمپ : ساعت 9:30 صبح حرکت را آغاز می کنیم پس از یک ساعت به سنگ چین زیر قله چالویی می رسیم . چون هدف قله نیست هرم ها را از سمت راست تراورس می کنیم با کمال تعجب مسیر پاکوب می باشد . پاکوب بودن این تراورس بسیار جای تعجب و سوال برای همنوردان داشت . طبیعت این منطقه ( خرس چال) بسیار بکر، راز آلود و زیباست هرم های چالویی پر ابهت جلوه گری می کند . سکون و سکوت منطقه حیرت آور است . تراورس را با سرعتی زیاد نیم ساعته می پیماییم . بعد از چالویی ، خط الراس با قلل سوزنی شکل بسیار زیبا ادامه می یابد. در جنوب سوزنیها، دشت وسیع و سرسبزی جلوه گر است . بلندترین قله سوزنی ها را یک ساعته صعود می نماییم. و نام آن را به دلیل وجود پرستوهای فراوان پرستو می گذاریم . از این قله 3 الی 4 قله دیگر با خط الراس سوزنی شکل قابل رویت است که طی مسیر تراورسی یا خط الراسی آن نباید از 5/2 الی 3 ساعت بیشتر شود . اما قله پایانی تا قله رانزا کاملاً پنهان و ناشناخته است که همت کوهنوردان را در برنامه های دیگر می طلبد. ساعت 14 قله را با خاطراتش ترک کرده و از مسیر رفت به سمت کمپ حرکت می نماییم.و پس از یک ساعت و چهل و پنج دقیقه به چادر هایمان می رسیم پس از نهار و جمع آوری چادر ها و لختی استراحت به سمت چشمه کرکسی حرکت می نماییم. تعداد دیگری از اعضا گروه البرز طی یک برنامه از پیش تعیین شده می بایست قله کرکسی را روز جمعه صعود نموده و در چشمه کرکسی منتظر بمانند . ساعت 18 نزد دوستانمان در چشمه کرکسی بودیم . پس از نیم ساعت گفت و گو نقل خاطرات برنامه به سمت پایین حرکت
می نماییم. مسیر شنی و صخره ای تنگه را 2 ساعته می پیماییم و همگام با خورشید کوه را فرود آمده و مثل همیشه راننده خوش اخلاق گروه با چای و لبخند به پذیرایی مان می آید.

 نکات به دست آمده در این برنامه :

 1- برنامه شناسایی از کرکسی تارانزا می بایست 2 روزه باشد.

2- می توان بعد از شناسایی و مطالعه منطقه مسیر بازگشت را به سمت مجن برنامه ریزی نمود.

3- به دلیل کمبود احتمالی آب مناسبتر ین فصل جهت شناسایی و پیمایش خط الراس اردیبهشت و خردارد ماه می باشد.

4- در دامنه ها و دره های کم عمق بعدااز قله پرستو محل های مناسبی جهت برقراری کمپ محتمل است.

5- زمان های ثبت شده روز دوم بر اساس حرکت و صعود سرعتی ثبت شده است بدیهی است که زمان استاندارد حدوداً 2برابر است.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:53 توسط مهدی امینی |

گزارش برنامه صعود به قله شاهدژ از یال شرقی

استان مازندران – شهرستان کیاسر

 افراد شرکت کننده : آقایان امینییان – تیموری- صفدری- امینی- و خانم ها اسحاقیان – مظهری مزینانی- شیرازیان

 ارتفاع : حدود 2800متر

 تاریخ برنامه: 23/9/86

موقعیت قله:

امتداد خط الراس این کوه از جهت شرق به غرب می باشد . این کوه در قسمت شمالی خود
 روستای لنگر در قسمت جنوبی خود روستای های تیله بن ، میر افضل و واوسر و در شرق خود روستای ارا را به نظاره نشسته است و از تمامی روستا ها ی صعود( البته با درجه های سختی متفاوت) به قله می باشد. قسمت شمالی این کوه تا ارتفاعی پوشیده از جنگل انبوه و صخره
می باشد .  پس از آن مرتعی گسترده و زیبا و در نهایت قله و قلل فرعی جلوه ای بس حیرت آور به وجود آورده است.تراکم زیاد جنگل ، شیب بسیار زیاد ، نسام بودن (سایه گیر) و حجم بسیار برف در زمستان از نکات قابل توجه این جبهه می باشد.

 یخچال طبیعی با برف دائمی در دامنه مرتعی این کوه و در داخل یک شکاف سنگی از جاذبه های طبیعی این قله در صعودی تابستانی می باشد

 یال شرقی و دامنه جنوبی این کوه با پوششی طبیعی بسیار زیبا ( جنگلی نامتراکم ) می باشد . آفتاب گیر (تابیر) بودن و نداشتن حجم زیاد برف دلیل انتخاب این جبهه برای صعود در زمستان است.

 این قله در استان مازندران و به لحاظ جغرافیایی جز شهرستان کیاسر می باشد.

صعود از یال شرقی : پس طی مسیر حدود 60 کیلومتر از دامغان به سمت ساری و پس از عبور حدود یک کیلومتر از سه راه فولاد محله داخل فرعی خاکی به سمت چپ می شویم . این جاده مسیر دسترسی میان بر به روستای لنگر از سه را ه فولاد محله می باشد و تا قسمت زیادی از مسیر به موازات خطوط انتقال برق کشیده شده است .  این جاده مورد استفاده زمین های کشاورزی منطقه می باشد . همچنین مسیر روستا های واوسر- میر افضل و تیله بن از این جاده منشعب می شود.

 جهت عدم اشتباه در رسیدن به مبدأ صعود می بایست کاملاً به سمت منتهی الیه شرقی کوه حرکت نمو ده و از داخل شدن به انشعابات فرعی اجتناب کرد.امتداد تیر های انتقال برق تا قسمتی از مسیر علامتی مشخص جهت این منظور می باشد ( امتداد این جاده از روستای ارا نیز قابل دسترسی است . رسیدن به گردنه و تغییر سمت زمین محل پیاده شدن از اتومبیل و آغاز صعود
 می باشد

- حرکت از شهر ساعت 6:15

- زمان پیاده شدن7:30  (  طی مسیر 77 کیلومتر)

- ارتفاع محل پیاده شدن 2237متر

-موقعیت: N: 3 6, 1 0

E: 5 3, 3 9                

قله تقریباً  در شرق با ژیز مان 253 درجه قابل رویت می باشد.

 پس از تشخیص مسیر صعود و ثبت نقطه آغاز  حرکت را در جاده ی متروک آغاز
 می نماییم . پس از نیم ساعت طی مسیر، چشمه ای با چشم اندازی اعجاب آور خوش آمد گوی همنوردان می باشد . هوای آفتابی ، کوتاهی مسیر تا قله و همچنین طبیعت زمستانی و شوق انگیز ، دوستان را به هیجان می آورد و هوای 4 درجه زیر صفر صبح گاهی را به فراموشی می سپارد.

 کوتاهی مسیر و هوای آفتابی فضایی فرح بخش و شاد بین دوستان ایجاد  کرده و باعث شده طی مسیر خیلی بیشتر از زمان معمولی باشد.

 ساعت 11 پس از طی نمودن یکی از قله های فرعی و نمایان شدن قله جهت صرف صبحانه توقف می نماییم . از محل صبحانه قلل فرعی دیگر را به سمت قله تراورس نموده و پس از یک ساعت دوستان در ساعت 13:20 نوای فتح و شادی را بر فراز قله تاریخی و صخره ای شاهدژ سرودند و یاد دوستان غایب را گرامی داشتند.

از قله، جبهه شمالی پوشیده از برفی بسیار حجیم و روستا های شمالی نشسته در سورت سرمای سخت زمستانی قابل مشاهده بود.

بازگشت از قله از همان مسیر صعود طی 5/2 ساعت انجام پذیرفت.

 از نقاط قابل توجه قله آثار به جای مانده از قلعه تاریخی  مخروبه و همچنین چشم انداز بسیار زیبای دماوند کوه از فراز آن می باشد

حرکت از قله : ساعت 14

محل مینی بوس و صرف نهار: 16:30

 حرکت به سمت شهر: ساعت 17

 دامغان ساعت 19:30

نکات به دست آمده از برنامه:

 - جاده های مسیر که در صبح سفت و یخ زده بودند در بعد ظهر کاملاً گل آلود و لغزنده شده بود که این اتفاق زمان برگشت را حدود یک ساعت افزایش داد.

 به دلیل زراعی بودن زمین های اطراف جاده و نوع خاک محیط ، احتمال به گل ماندن ماشین در ساعات بعد از ظهر روز های آفتابی بسیار زیاد است.که توصیه می شود زمان پایان برنامه را حداکثر ساعت 5/2 الی 3 بعد ظهر برنامه ریزی نمود تا در صورت به گل ماندن ماشین زمان لازم در روشنایی روز جهت کمک گرفتن ( تراکتور) از روستا های اطراف و رسیدن به جاده اسفالته وجود داشته باشد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:17 توسط مهدی امینی |

 

"حکایت دوستی که داماد شد" را فردای روز عروسی و در اوج کار و مهمانداری، تک تک ما با لبخند و گاه اشک خواندیم.

قصد داشتم طی یک پست کوتاه حرفهایی که شاید گفتنشان دیر شود را بگویم. اما فکر کنم پستم طولانی شود.

به قول "آقای امینیان"، "امین" رفیق گرمابه و گلستان اوست. از سال ها قبل بچه محل بودند، و این خود به خود ـ حتی اگر زمینه هم نداشته باشی ـ مهر و معرفت ایجاد می کند.

 وقتی به بقیه دوستان گروه البرز نگاه می کنم، بچه محل دیگری جز "آقا مهدی" نمی بینم. با بعضی فقط چند سال است آشنا شده ایم، اما همان مهر و معرفت را دارند.

 این عروسی مثل همه کار های دیگر البرزی ها ، فرصت و بهانه ای بود اینبار شیرین تر و خوشگوارتر از همیشه برای با هم بودن.

دوستان ما با و بی بهانه دور هم جمع میشوند، نه تنها خنده و شوخی را به هم هدیه می دهند که سختی ها و داغ ها را هم با یکدیگر تقسیم می کنند.

با هم بودیم در سخت ترین و بدترین روزهای مشترکمان. وقتی "آقا محمود" و "فاطمه" عزیز داغدار و بیمار بودند. آنچه این داغ سنگین را برای همه ما هموار کرد و قابل تحمل، تنها نگاه همیشه هم درد مادر و شانه های چون کوه پدر نبود، غم آشنای نگاه دوستانمان بود که هر شب چهارشنبه دور هم جمع می شدیم تا به یاد عزیز از دست رفته مان باشیم ـ واین جدای از با هم بودن هایمان در روزها و شب های دیگر هفته بود ـ .

جمعه هایی که کوه تعطیل بود، base camp محل تجمع خوبی بود برای ما که بهانه مان ندیدن چند روزه هم بود.

بحرانی ترین روزهای base camp را کمک های "مهدی امینی"،" ابوالفضل"،"مهدی بابایی"، "آقا محمود" و البته خانم های همیشه در صحنه برای  ما قابل تحمل کرد تا بگذرد. بودن البرزی ها به ما در اوج بحران فهماند زندگی همیشه تلخ نخواهد ماند. شیرینی زندگی را فقط یک ماه بعد و به بهانه ماشین جدید "مهدی بابایی" به ما دوباره چشاندند.

عروسی ها و سالگرد آنها بهانه های بسیار زیبایی برای شادی هستند. اثبات خواهری و برادری با مهر. اثبات اینکه "بچه محل" بودن شاید اسمی مناسب باشد ، اما دلیل نیست.

در برگزاری همه قسمت های مجلس، "امین" ، قبل از همه، کارها را به البرزی ها سپرد، با آرامش و خیالی آسوده. و فکر همه را راحت کرد.

عروسی "امین" با همه دغدغه ها و شلوغی ها و کارها گذشت. این همه لطف "امین امینیان"نسبت به "امین" مرا مطمئن تر کرد که برادر خیلی خوبی دارم. اما آنچه میتوانم به آن افتخار کنم تنها "امین" نیست، که دوستان بسیار بهتر او هستند.

"مهدی" با خانم،"ابوالفضل" با خانواده و پدر و مادر "علی جیجیک" و "یوسف"، لحظه به لحظه حضور داشتند و با کارشان، رفتارشان، خنده هایشان و برنامه ریزی هایشان کمک کردند و کارها را پیش بردند . تلفن های گاه و بیگاه "امین امینیان" حضور فعال ایشان را نشان می داد و قلم روان او که مادر را به سال های خوب کودکی "امین" برگرداند. و "آقا محمود" که ده روز قبل عروسی خیال ما را با لطف بزرگش آسوده نمود.

 دوستان ما بهترین دوستان دنیا هستند.

دوستانی که بدون تردید در هر لحظه می توان از آنها انتظار حضور داشت.

 کوه به "امبن"، صبر و استقامت و زیبایی و عشق آموخته. به "امین"، "امین امینیان"، "آقا مهدی"، "ابوالفضل"، "مهدی بابایی"، "ایمان صفدری" ( که آخر شب عروسی عضو اصلی شد)،"مامان صدرا" که لطف کرد و خودش را رساند، "یه دوست" که یک لحظه ننشست و پا به پای ما تلاش کرد ، "مامان یوسف" که حسابی ما را شرمنده کرد، "نیره" که حضور در عروسی دایی را همان شب به تاخیر انداخت، تیموری ها، مزینانی ها، همه و همه ما چیزهای زیادی از کوه آموخته ایم. اما بدون تردید، چیزی که کوه از ما خواهد آموخت ارزنده تر است: مهر و معرفت که معدنش در دل دوستان ماست.

برگ دیگری به افتخارات "گنبدان دژ" اضافه شد. دنیا جای بهتری برای عشق ورزیدن و دوست داشتن و اعتماد کردن است.

                                  جمع تان همیشه زیر سایه حضرتش جمع خواهد ماند.

 

                                                                                                                 امضاء: نوروزی ها

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 12:51 توسط سمانه نوروزی |

حکایت آن دوستی که دیشب داماد شد

آنروز یعنی 25 سال قبل، وقتی آن کودک 5 ساله شیطان، بازیگوش وگریانی را که با دوچرخه اش زمین خورده بود و به مادرش می سپردم ،چه چیزها که نمی دانستم:

نمی دانستم کودک 5 ساله، خود یلی میشود و در عبور از دیواره ها وپرتگاهها هنگامیکه موذیانه این پا و آن پا می کنیم وبرای پنهان کردن ترسمان ،زاویه نگاهمان را به سوی دیگر می چرخا نیم،هما ن کودک 5 ساله دیروزی است که پیشقدم میشود ، ما خود را به او می سپاریم وبا حمایت او خطر را پشت سر می نهیم.

نمی دانستم، گذر عمر و زمان فواصل سنی را محو می کند.

نمی دانستم،به حرمت بچه محلی،دوستی ها ریشه دار و عمیق می شود ورفیق گرمابه و گلستان می شویم،انقدر که:

کوه می رویم،شبهائی را که او ومن به خوبی به یاد داریم ،در کوه و طبیعت بسر می بریم واز بلندای کوه ها به ماه می نگریم،از سرما می لرزیم،از گرما عطشناک می شویم،مسیرهای جدید را گشایش می کنیم،موفق یا نا موفق اماخسته وخندان بر می گردیم.

امشب کودک 5 ساله آنروز داماد شده وبر کرسی دامادی جلوس کرده ، از دور برای هم دست تکان می دهیم،او مضطرب اولین شب دامادیش،من غوطه ور در خاطرات: ملک، کندرکوه، بزکوه،شاهدار، چالوئی، کرکسی،دماوند، سبلان و...انبوهی ازیادگارهای خوب وشیرین وبه یادماندنی که بارهاو بارها عکسهایش را در آلبومم مرور کرده ام.

امشب بر این باورم امین نوروزی هر آنچه از صبرو استقامت- زیبائی وعشقی را که از کوه آموخته، مهریه همسرش قرار داده.

وامروز می دانم ،دنیا جائی است:  کوچک،  قشنگ، واسرار آمیز و فرصتی مناسب و مغتنم برای عشق ورزیدن.

راستی فردا یادم نرود، به عکسهای آلبومم عکس دیگری اضافه کنم.

 

 

                                                    خوشبخت و شاد باشید

                                                          امین امینیان

 

 

+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 13:37 توسط امین امینیان |

صدرا تیموری: بزرگ مرد کوچک به البرز خوش امدی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 14:8 توسط امین امینیان |

به نام خدا

گزارش صعود به علم کوه

گروه کوهنوردی البرز دامغان

موقعیت:

طول:     َ 58  50

عرض:  23َ    36

جهت : شرقی – غربی

ارتفاع: 4850 متر از سطح دریا

سه شنبه 18/4/78

آنقدر ذوق و شوق رسیدن به رودبارک و حضور در جمع دوستانه تیم البرز دامغان در من نهفته است، که نه پیچ و خم جاده چالوس را دیده ام و نه ازدحام سنگین آن همه اتومبیل کلافه ام کرده . هم صحبت و هم کلام یا علی بندر سر مست و سر خوش از صعودی که هنوز انجام نشده، جاده مه آلود را طی نموده و مطابق با قانون همیشگی بدقولی ساعت9:30 شب با استقبال گرم البرزیان در قرارگاه فدراسیون کوهنوردی مواجه ایم. بساط شام و پذیرایی فراهم است،با توجیه نحوه اجرای برنامه برای روزهای آتی ساعت حرکت را 6:30 صبح از قرارگاه به سمت تنگه گلو تعیین می کنیم.

چهارشنبه  19/4/87

نم نم باران و نسیم صبحگاهی و هوای مه آلود موجبات بهجت و شادی را در سیمای همه فراهم آورده. نگرانم خدایا اگر همینطور ببارد چه؟من که چندین بار گزارش هواشناسی را از سایت و مرکز هواشناسی جستجو کرده بودم. توکل بر خدا می رویم. 20 دقیقه تاخیر ارزش بد خلقی اول صبح را ندارد. سبکبال و خندان بر نیسان پژمان نشسته ایم.

8:20  تنگه گلو

رودخانه حصارچال را در پایین و سمت چپ خود می بینیم.حرکت به سمت حصارچال از میان دره کم عرض و پوشیده از برفچال ادامه دارد، به گونه ای که همواره برفچال و رودخانه حصارچال را در سمت چپ داریم. مسیر پاکوب از میان شیب ملایم دره ادامه دارد،پس از طی ساعتی خود را در دشت مصفا و سر سبز حصار چال می بینیم. دشت حصارچال مملو از گلهای ملون،چشمه های زلال و چشم اندازهای بی نظیر است ،وفرصتی مغتنم برای عکسهای به یاد ماندنی.

10:50 صبح حصارچال- استقرار و برقراری کمپ

طول:  59َ   50

عرض:  20َ   36

ارتفاع : 3754

انبوهی از قلل بالاتر از 4000 متری چون منار، ستاره، لشکرک بزرگ و کوچک،کرک سو و ...از هر طرف به پیشوازمان آمدند ،به پیشنهاد ابوالفضل مقرر می شود سه نفر از اعضاء مشتمل بر خودش ، سرکار خانم تیموری و بندر، قله را از مسیر مرجیکش یک روزه صعود نمایند. تجربه و توانایی اومانع از مخالفت است ، در کمال نا باوری این مهم را تنها در عرض 5/6 ساعت محقق می نمایند.

 

17:40 لشکرک

طول: 58َ   50

عرض :  20َ   36

ارتفاع دریاچه : 3962

لشکرک را برای هم هوایی انتخاب نموده ایم. از محل کمپ حدودا ً یک ساعت و پانزده دقیقه در امتداد جنوب طی کردیم. با رویارویی دریاچه ها و منظر بدیع لشکرک، آنچنان مسحور و متأثراز آن هستیم که ترجیح می دهیم ضمن هم هوایی ساعتی را در اطراف دریاچه به گشت و گذار و شناسایی بپردازیم. تصمیم به بازگشت گرفته ایم. 19:30 در کمپ نشسته و تیم ابوالفضل نرسیده اما در دقت و تجربه و وسواس او شک ندارم.هنوز چشم براهیم که از دوردست می بینیمشان ،فریاد می زنیم آمدن،آمدن.به استقبالشان می شتابیم و سخاوتمندانه ما را در شیرینی صعودشان سهیم می کنند و جشن می گیریم.با چای داغ پذیرایشان هستیم. فرصت کافی برای استراحت و شام داریم. مهدی زحمت پخت سوپ خوشمزه اش را می کشد و زحمت خوردنش با ما . دستش درد نکند.برای خواب عجله داریم، فردا روز بزرگی است.

پنجشنبه 20/4/87

هیجان و نگرانی دیروز، امروز به ابوالفضل منتقل شده.همه ما را از زیر قرآن کریم عبور داده و خود بدنبال ما رأس 6 صبح در امتداد 276 درجه به سمت یال مرجیکش حرکت می نماید.سمت راست خود مرجیکش و سمت چپ زرده  گل و خرسان ها را در مقابل می بینیم. تا قسمت انتهایی یال مرجیکش مسیر پاکوب را طی کرده ایم. پس از خوردن چاشت و خداحافظی با ابوالفضل، از همانجا به سمت بالا تغییر مسیر می دهیم. هر چه بالاتر می رویم قلل بیشتری نمایان می شود.شوق دیدن قله مضاعف شده. مهدی همچنان صبورانه به آهستگی و منظم حرکت می کند. اکنون در مقابل خود قله را دیده ایم. مسیر پاکوب به همان سمت ادامه دارد. نیم ساعت مانده به قله شیب مسیر تند و جنس زمین سنگلاخ شده.با درایت مهدی در نحوه حرکت هرگز خستگی را در سیمای دوستانم نمی بینم، که همواره انگیزه و قدرت تیم در رسیدن به قله ستودنی است.

12:9 صبح روز پنجشنبه مورخ 20/4/87 تیم البرز دامغان بر بلندای علم کوه ایستاده ،سکوت ناشی از غرور در چشمانمان موج می زند. عکس یادگاری می گیریم. دیواره های علم کوه را می بینیم و به یاد همه کسانیکه دوستشان داریم هستیم.به قول مهدی:جای همه خالی. در نگاهمان ، گاممان،نفسمان، همه بودند. پس از40 دقیقه تصمیم به بازگشت گرفتیم. از میانه راه مسیر را به سمت دره ای که منتهی به گرده جنوبی علم کوه است تغییر مسیر میدهیم،  و از همان دره که پوشیده از برف می باشد تا منطقه حصارچال را می پیماییم. تیم ابوالفضل به استقبالمان آمدند و به تلافی دیروز در شیرینی صعودمان سهیمشان می کنیم.با اندکی استراحت و صرف ناهار اقدام به جمع آوری کمپ می نماییم.  مسیر  بازگشت همان مسیر امدن است. 18:15 به نیسان می رسیم. افق نگاهمان را با علم کوه گره میزنیم ورهسپار رودبارک می شویم.  

شب را در رودبارک به سر می بریم و سرشاریم از خاطرات صعود .خاطراتی که در لوح جانمان ثبت شد و اگر نبود مهر و لطف خدا –دقت ابوالفضل در برنامه ریزی- صبر و درایت مهدی – شوخ طبعی بندر-پیشقدمی ایمان در خدمت- نظم و همراهی و مشارکت، رقیه، نیره، طاهره و مریم ها،امروز در بین میلیارد ها انسان این توفیق  نصیب مان نبود.

 

جمعه 21/4/87

یکدیگر را تا صعود بعد به خدا می سپاریم. اما هنوز سرشارم از ذوق شوق ، پیچ و خم جاده چالوس را نمی بینم – ازدحام ماشینها کلافه ام نمی کند، هم صحبت و هم کلام با علی بندرم و سر مست از صعودی که انجام شده.

پایان

نفرات

خانمها: مریم و طاهره مزینانی،مریم شیرازیان، نیره اوحدی زاده، رقیه تیموری

آقایان: ابوالفضل تیموری، مهدی امینی، ایمان صفدری، علی رضایی(بندر) ، امین امینیان.

مسافت پیموده شده از تنگه گلو وبازگشت: 28 کیلومتر.

هزینه اجرای برنامه :550000 تومان.

امین امینیان

 

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 22:33 توسط امین امینیان |

اول:

جمعه رفته بودم دریاچه اوان در ۸۲ کیلومتری قزوین جای شما خالی . عکهاشو براتون میگذارم .

دوم:

آقای نعمتی از گروه نانگاپاربات مفقود شده.

سوم:

در مورد گروه نانگاپاربات هر چی دارید بنویسید.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 14:33 توسط محمود مزینانی |

شاید میون تمام هنرپیشه ها چند نفر رو دوست داشته باشم

جدای از بازیگری البته..

و شکیبائی رو بیشتر

روحش شاد

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 12:41 توسط محمود مزینانی |

 

راهی نشدگان علم کوه:

خانمها: اسحاقیان ـ نوروزی ها ـ منصوریان

آقایان: اسحاقیان ـ بابایی ـ مزینانی ـ نوروزی - جمشیدی

تیم به امید خدا امروز موفق به فتح قله خواهد شد.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:1 توسط سمانه نوروزی |

تیم علم کوه راهی شد!

نفرات تیم

خانمها : نیره اوحدی زاده - مریم شیرازیان - رقیه تیموری - مریم و طاهره مزینانی

آقایان : مهدی امینی - ابوالفضل تیموری - امین امینیان - ایمان صفدری - بندری

خبرهارو در نظرات بگذارید و بخونید

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 10:22 توسط محمود مزینانی |

چه خبر ؟

 

 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:55 توسط محمود مزینانی |

سلام                                                                                                         

من وظیفه خودم دونستم که درغیبت خانم مزینانی ،گزارش جلسه مورخه 4/4/87 را ارائه کنم .

جلسه گروه برخلاف همیشه درروز سه شنبه تشکیل شدوعلتش هم برنامه ریزی برای برنامه دوروزه

کهکشان بودکه البته این برنامه با توافق اعضا و به علت شرکت تعداد بیشتری از دوستان به هفته بعد

 موکول شد وقرارشد جمعه این هفته برنامه یک روزه شاهوار شاهرود(از طاش)اجرا شود.

گزارش صعود ملک از جبهه جنوبی نیز توسط سرپرست این برنامه قرائت شد.

دیگه تصمیم مهمی گرفته نشد.

تا بعد.

                                                                                                           ع-نوروزی

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 11:18 توسط سمانه نوروزی |

 

گزارش صعود به قله ملک(با تاخیر)

صعود قله ملک از جبهه جنوبی برای هر کوهنورد دامغانی میتواند هیجان و جذابیت فراوانی همراه داشته باشد. چوپانان و شکارچیان و کوهنوردان قدیمی داستانهایی از زیباییها، مشکلات و سختیهای افسانه ای صعود این جبهه برای کوهنوردانی که هنوز موفق به فتح ملک نشده اند تعریف میکنند و این خود شوق صعود را در دل همنوردان دو چندان میکند. قله ملک با ارتفاع ۲۸۵۰ متر بلندترین قله رشته کوه"کوه سفید و آرسک" میباشد. صخره های صاف و صیقلی دامنه جنوبی سفید کوه همراه با پرتگاهها و آبشارهای بلند و دره های زیبا و عمیق، خود از جاذبه های این کوهستان منحصر به فرد دامغان میباشد.

اغلب افراد گروه مسیر صعود به قله از این جبهه را به کرات پیموده اند.

ساعت ۵/۴ صبح جمعه مورخ ۱۰/خرداد/۸۷ است.تعداد ۱۱ نفر از اعضای گروه کوهنوردی البرز، دامغان را به مقصد روستای "بخش آباد"که در ۱۸ کیلومتری جاده تهران قرار دارد ترک کرده و پس از رسیدن به بخش آباد که در سمت راست جاده قرار دارد مسیر جاده خاکی را به طول حدودی ۷ کیلومتر به سمت شمال طی میکنیم تا به مزرعه شخصی "فیروز آبادو" میرسیم. اینجا مکانی است که دوستان از مینی بوس پیاده شده، کوله و کفشهای خود را مرتب میکنند.ساعت ۴۰/۵ پرتوهای ضعیف نور خورشید صبحگاهی را در پس رشته کوه نه چندان بلند "انجیلو" مشاهده کرده و حرکت خود را به سمت شمال در پهنه دشت وسیع مابین رشته کوههای "مارکوه" و "انجیلو" و رشته کوه "کوه سفید" آغاز میکنیم.پس از یک ساعت پیاده روی و استفاده از مناظر طبیعی اطراف و همچنین آشنایی بیشتر با دو تن از اعضا که برای اولین بار ما را همراهی میکردند در ساعت ۴۰/۶ قامت ستبر، خشن و تقریبا خشک "سفید کوه" را در مقابل خود داریم. با تمام شدن دشت به صورت زیبایی صخره ها آغاز میشوند، یعنی صعود ما از ابتدا صعودی نفس گیر همراه با درگیری شدید با سنگ است. با سوار شدن بر گرده سنگی منتهی به جنوب غربی قله عطر و بوی مسحور کننده گیاهان کوهی شوق و شعف را در دوستان دو چندان میکند.

پس از طی مسیر صخره ای که حدود ۳ ساعت به طول می انجامد، گروه در کنار درختان "اورس" در خط مشترک بین صخره ها و دامنه تقریبا ملایم"ملک" صبحانه را صرف میکنند. صرف صبحانه و استراحت به خاطر استفاده بیشتر افراد از مناظر اطراف و مناطق پایین دست اندکی بیشتر از حد معمول است. ولی به علت شناخت کامل دوستان از منطقه این صرف وقت مشکل ساز نخواهد بود. به هر حال پس از استراحت، ساعت ۵۰/۱۱ محل صبحانه را ترک میکنیم و ساعت ۵۰/۱۲ قامت پر هیبت و زیبای "ملک"با ارتفاع ۲۸۵۰ متر را زیر پای خود داریم.

امتداد رشته کوه"سفید کوه" از"ملک" به سمت غرب تا قله"آرسک" ادامه دارد و از شرق قلل"رالنگه"و "فیل پیشانی" قرار دارند. از طرف شمال رشته کوه"بزکوه" و دورتر از آن "شاهدار کوه"، "کندرکوه" و "سرخ کوه" کاملا نمایان هستند و در جنوب رشته کوههای"مارکوه" و "انجیلو" و دشت وسیعی دیده میشوند.

برای برگشت مسیر پاکوب منتهی به چشمه"لعل او" که در انتهای دامنه شمالی"ملک" قرار دارد را انتخاب میکنیم و پس از استراحت مختصری مسیر را به سمت شرق ادامه میدهیم و با گذشتن از چشمه" زال او"در ساعت ۳۰/۶به مزرعه آقای"علی میرزایی" که محل قرار ما با راننده مینی بوس است میرسیم و پس از صرف ناهار ساعت ۸ به سمت دامغان حرکت میکنیم.

اعضای شرکت کننده:

خانم ها:اوحدی زاده- نوروزی- منصوریان- مزینانی- قناد

آقایان:تیموری- امینی- تقوی- امی- اسحاقیان پور- امین نوروزی(سرپرست)

 

                                                                                                        امین نوروزی

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 15:48 توسط سمانه نوروزی |

سلام

اینکه می خوام بنویسم یادی است از یکی از بهترین همنوردای گروه البرز که دو سال پیش در چنین روزی( اول تیر ۸۵) به دیار باقی شتافت یعنی زهرا محمد زاده. زهرای عزیز با اینکه عمر طولانی نکرد ولی به جرات میتونم بگم که به هیچ وجه برخلاف تفکر رایج که هر کی جوان از دنیا می ره جوان ناکام خطاب می کنندولی او ناکام از دنیا نرفت و به اندازه عمر کوتاهش لذت مادی و معنوی خودش رو از دنیا برد روحش شاد و قرین رحمت الهی. آمین.

عکس زیر از شب مانی ما در منطقه بهشت در تاریخ۹/۱۲/۸۴

خانم ها ( از راست به چپ) مرضیه اسحاقیان شادران زهرامحمد زاده مریم مزینانی فاطمه مزینانی (دختر کوچولوی زهرا) عاطفه نوروزی

آقایان( از راست به چپ) محمود مزینانی حمید امینی امین نوروزی

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 22:4 توسط مریم مزینانی |

در آنجا بر فراز قله کوه

دو پا خسته از رنج دویدن

به خود گفتم که در این اوج دیگر

صدایم را خدا خواهد شنیدن

فروغ فرخزاد

 

عکس:http://www.persianscholarship.org/damavand.jpg

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 15:25 توسط محمود مزینانی |

                
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 8:21 توسط محمود مزینانی |

خب این بی برنامگی دولت و  نظام در برنامه ریزی برای تعطیلات دلیل نمیشه مردم هم بی برنامه باشن...

این دلیل نمیشه همه یه جور عزا داری کنن 

خب که چی بشه ۵ روز نظام کاری و  اداری تعطیل بشه

مردم هم به این موضوع  واقفن

عزا داری میکنن اما به سیاق خودشون

مردم هم فهمیدن تعطیلات غیر منطقی  برنامه ریزی شده است

همونطور که توی اقتصاد مردم به اصول مسلم پایبندن توی عزا داری  و تعطیلات هم همینطورن

واقعا در روز قیامت آیا معصومین از ما پاسخی نخواهند خواست

ما هم در عزای بانوی دو عالم و فرزند مجاهدش   اشک میریزیم

در مازاد این زمان گزاف کوه هم میرویم

به یادش دستی را هم برای کمک میگیریم

 بدعتی را هم نمی گزاریم

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 12:37 توسط محمود مزینانی |

سلام

اگه سایت پیک دیگر  به این شکل در حال آپلود یا رفع مشکل فنی باشه مجبوریم عکسهارو از پستها حذف کنیم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:6 توسط محمود مزینانی |

 

جمعه ۲۷/اردیبهشت/۸۷ .شاهدار

شاهدار با ارتفاع 3500-3200 متر کوه بسیار پر ابهتی است .ازداخل شهریک کوه مخروطی کامل دیده می شودکه میل به کوهنوردی رادردل ایجادمی کند.هیچ کوهنورد دامغانی ازصعو دبه قله شاهدار بدون لذت یاد نمی کند.بس که زیباست .هروقت سال وازهرمسیری هم که صعود کنید،جذابیت هاوسختی های خودش را دارد.این باربرنامه ما شناسایی مسیربود.در واقع مسیری که تاکنون سابقه صعود نداشت (حداقل توسط  کوهنوردان دامغانی)

صعودازمسیری بودکه تقریباازکناردریامی گذشت.تقریبا ازکناردریا چون ازجاده دامغان - ساری (ازراه کیاسر) تا پاسگاه تلمادره را رفتیم و از آنجا جاده فرعی روستای زیبای مالخواست رادرپیش گرفتیم.

طبق معمول همه کوهنوردی ها و کوهپیمایی های گروه ، چیزی که بیشتر از همه  نمود دارد،محبت و رفاقت بین دوستان است.چیزی که سختی هرمسیری راهموارمی کند و تلخی هر شکستی را آسان هضم.

روستای بسیار زیبای مالخواست معماری خاص خود را داشت.خانه ها باچوب و گل ،بسیارصاف وتمیزساخته شده بودند و همه جای روستا پر بود از مرغ های حنایی وسیاه وخروس های طلایی وباابهت وپرچین ها...

شیب تند - که سرپرست آن را فقط 30 درجه میدید – نفس چون منی را که دو هفته یکبار آنهم فقط در کوه قدم میزنم را گرقته بود.راهنمای محلی – سید – هم با خاطراتش شیب تند و البته بسیار زیبای مسیر را هموار میکرد.لحظه به لحظه عکس گرفتن دوستان از طبیعت جنگل قدم ها را آهسته تر می نمود.آنچه شیب گاه 50 درجه و شاید بیشتر را آسان جلوه می داد گلها و پروانه های رنگارنگ و درختان گوناگون جنگل حاشیه های جنوبی البرز بودند.

صبحانه زیر درختان اورس که به گفته آقای امینی بسیار انبوه بود با شوخی و خنده و البته پس از 4-3 ساعت پیاده روی و گرسنگی شدید همه اعضا صرف شد.این گرسنگی بیش از حد مدیریت سرپرست را لحظه به لحظه زیر سوال میبرد(! ! !)اما صبحانه جای بسیار خوبی صرف شد.جای شما خالی.

پس از آن طی مسیری رو به بالا در جهت رسیدن به نزدیکترین نقطه تا قله شاهدار. در ستیغی زیبا ، منظره  پر ابهت قله های سه گانه شاهدار آنقدر نزدیک بود که وسوسه رفتن قویتر از فکر پایین

آمدن بود ، اما سرپرست مسیر رسیدن به قله را حد اقل 4 ساعت تخمین زدند و با توجه به اینکه ساعت 2 بعد از ظهر بود ، غیر ممکن.

راه بازگشت رو به پایین را در پیش گرفتیم که بخشی از آن مشترک با مسیر رفت بود.زیباییهای جنگل اینبار هم عکسهای زیادی میطلبید.با در نظر گرفتن زانو درد یکباره یکی از همراهان همگی ساعت 6 دوباره  کنار ماشین و آماده برای برگشت بودیم والبته چند عکسی هم از پرچین های فوق العاده زیبای روستا و بچه های آنجا دشت کردیم.ناهار را در خارج روستا ، کنار برکه ای آرام و هنگام غروب آفتاب غرق در مهر و شادی خوردیم و به سمت دامغان عزیزمان بازگشتیم.

بازگشتی به سوی تکاپو ، کار ، تلاش ، حرکت.اما اینبار با روحیه ای مقاوم تر و شاداب تر و سرشار از محبت طبیعت و مهر دوستان.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:59 توسط سمانه نوروزی |

روز جمعه ۲۷/۲/۱۳۸۷ برنامه منحصر به فرد و ابتکاری شناسائی یال غربی برای اولین بار در منطقه غربی کوه زیبای شاهدار انجام شد.برنامه ای فشرده که زمان بازگشت را به ساعات پایانی شب کشاند.هر کدام از همنوردان می تواند برداشت و گزارش خود را از این تلاش بنویسد.

چه چای دلچسب و چه محیط روح نوازی

جای همگی خالی

چه همنوردانی

همگی خسته نباشند.

یال غربی شاهدار دامغان از مالخاست مازنداران

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:7 توسط محمود مزینانی |

جلسات گروه کوهنوردی البرز همچنان هر هفته برگزار می شود، دلیل اینکه من هر هفته نتیجه جلسات را در داخل وب لاگ نمیگذارم این است که کلا از نوشتن بیزارم و حوصله ردیف کردن فعل و فاعل را ندارم. به هر حال آنچه می خوانید خلاصه ای از سه جلسه گذشته است:

در این جلسات تصمیم گرفته شد هر یک ساعت جلسه را سه قسمت بیست دقیقه ای تقسیم کنیم در یک قسمت برنامه های کوه را مورد بررسی قرار دهیم ، در قسمت دوم جهت بالا بردن سطح علمی همنوردان موضوعی را مطرح کرده و آن را بصورت علمی و تجربی به بحث بگذاریم و قسمت آخررا به موارد متفرقه و تصمیم گیری ها اختصاص داده ایم.

اولین موضوع پیشنهادی جهت ارائه در جلسات ضروریات کوله پشتی بود . این بحث هنوز به اتمام نرسیده است در صورت پایان یافتن آن آنرا بصورت یک پست جدا در بلاگ می گذارم.

موضوع دیگری که در این جلسات مورد بررسی قرار گرفت ولی هنوز به تصویب نهایی نرسیده است تنظیم یک فرم است که در آن معرفی گروه و شرایط عضویت شرح داده شده است هدف از ارائه این فرم معرفی گروه به اعضای جدید در مرحله عضوگیری می باشد.

مساله دیگرصدور کارت عضویت می باشد از مدتها پیش در فکر آن بودیم که برای اعضا کارت عضویت صادر نماییم که ان شاالله در یکی دو جلسه آینده این قضیه بسته خواهد شد .

بررسی برنامه قلعه ماران هم یکی دیگر از کارهای مهم ما در در سه جلسه گذشته بود که صورت مساعد بودن همه شرایط برنامه بصورت 5/1 روزه یا5/2 روزه اجرا خواهد شد . منتظر گزارش قلعه ماران باشید البته اگر ان شا الله اجرا شد چون یکسری محدودیت ها سر راه وجود دارد

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 18:25 توسط مریم مزینانی |

کوه نمی روم

اما برای نوشتن از کوه انگار حالی هست

ذکرش گرامیست

یاد دوستان بیشتر

دوست دارم هیزمی از اورس بسوزانم

چای در آتشش دم کنم

و در سکوتی چند خاطری آسوده سازم

نگاهم را بر روی یالها و بالها بلغزانم

مروری در این رهیدگی با خداوند بر آفرینش هایش کنم

سکوتم را کسی نخراشد

و من آرام تپش دلم را بشنوم

و در آن طبیعت گم شوم

کسی مرا نبیند

و من حتی خود را

در پی این روز

تدارک می بینم