شاهوار بلند ترین قله استان و البرز شرقی در شهرستان شاهرود است که معروفترین مسیرهای آن نکارمن و تاش هستند که در تاش فدراسیون قرارگاه مجهزی دارد. مسیر دستیابی به این دو روستا بعد از گذر شاهرود و ادامه مسیر در جاده فریدون کنار در سمت چپ جاده است که ورودی جاده تابلو مجن - به ضمه م و کسر ج - مسیر این دو روستا کوچک می باشد.

از دامغان تا شاهرود یک ساعت و شصت کیلومتر و تا تاش بیست دقیقه با ماشین شخصی است.

دیروز طی یه برنامه دو روزه و بعد از استراحت در شبی سرد بر روی یخهای پایین تر از تنگه فشار عازم شاهوار شدیم .

اگر چه علی تقی پور به جهت آسیب زانو از ادامه صعود بر روی رخ شمالی شاهوار انصراف داد اما دکتر توتونچی از کوه نوردان گروه سیمرغ شاهرود مثل هم رکاب تازه نفس یار یاور من برای صعودی دشوار شد.و مثل نعمتی بهشتی از شت گروه سه نفره ما رسید.

کوه نوردی تحصیل کرده سرحال و فهیم و البته جسور.

صعود ما که به گفته آقای یحیائی- مسئول گروه سیمرغ - حتی در تابستان انجام نشده است.

و جالب اینکه ما به این جهت این گستره پر شیب را با کمک گلنگ صعود نمودیم که هیچ کدام راه نرمال  را نمی دانستیم که این مسیر نرمال تاش بعد از گردنه یکی از قلل روبری شاهوار و بعد از گذر از یک  کاسه در  زیر قله قابل دسترسی است. و این مسیر توسط دوستان آقای یحیائی صعود شد.

حضور ما در قله فقط دو دقیقه طول کشید ساعت 2:30 بود و مسیر بازگشت به تاش طولانی .

 رشته کوه سفید عظیم و باوقار می درخشید.

هفته قبل گروه چهار نفره ای از همنوردان البرز شامل آقایان امین امینیان ، ابوالفضل تیموری (مسئول گروه ) امین نوروزی و مهدی امینی شبی سرد را برای دسترسی به کرکسی و مسیر صخره ایش آن یردامنه های آن بیطویه کرده بودند

بعد از گرفتن عکس توسط دکتر قاسم – هنوز عکسها دستم نرسیده . قرار دکتر میل کنه – سرازی شدیم.

گو اینکه صعود تحت فشار ما فرصتی هم برای عکاسی نگذاشت. شکر که هوا فقط مشتمل بر سوزباد سرد در نواحی بادگذر بود.

در بازگشت پس از  طی دو دهلیز آقا قاسم رو بهمن زد و من در میان دهلیز دوم شاهد غلطیدن و فرو رفتن و بر آمدنش شدم .

خوشبختانه به خیر گذاشت و دکتر توتونچی در میانه های انتهائی نخالهای بهمن از زیر برف بیرون آمد و البته با شوک بهمن . ضمن اینکه کوله پاره شد. عینک و کلاه  رفت و موبایل شکست.و قاسم یک سره خیس شد.

فک کنم در پهنه بعد از دهلیزها تقعر برف پایداری چندانی نشان نداد و فرو ریخت.

من هم با یک قوس تراورس از مسیری دیگر فرود آمدم که آن هم مدام با شکست برف و صدای دلهره آور آن همرا بود. آماده بودم برای فرار و تقلا . مخصوص که بالای سرم چند برج سنگی با سنگهای معلق تکه پاره سنگی  به میان شکفها می ریختند. نمی دانستم اگر این بار بهمن بیاد آیا می توانم  از دست این قاهر برفی نجات پیدا  کنم یانه.

ساعت هفت دامغان بودم .

شاید بعدا دقیقتر نوشتم.

 

من بعد از تاش

 

                        

 

حرکت

 

                              

 

جواد ذاکر نژاد و علی تقی پور

 

                               

 

دکتر توتونچی که در اینجا ناهار مهمانش بودم

 

 

                             

 

و حضرت شاهوار  شاهرود بر فراز نکارمن قبل از تاش