هنر زنده ماندن (2)


اگر به سرتان ضربه خورد...

سوال مهم وکلی این است که چگونه می توان دریافت که ضربه به سر،ضربه ای بی خطر است ویا بالعکس یک ضربه جدی است که احتیاج به درمان پزشکی حرفه ای ویا حتی اورژانسی دارد؟

ابتدا بهتر است با دو واژه جراحت (Wound) وآسیب (  (Injuryآشنا شوید:

جراحت (Wound):

عبارت است از صدمه به پوست سر و جمجمه

آسیب( :(Injury

عبارت است از صدمه به مغز.این موارد بسیار قابل توجه است که یک ضربه نه چندان شدید که سبب پارگی پوست سر می شود ممکن است موجب خونریزی فراوان سطحی سر و پوشیده شدن سر و صورت از خون و به وجود آمدن یک صحنه وحشتناک و دلخراش گردد که خود مجروح را نیز بسیار وحشتزده می کند. در صورتیکه یک فرد با یک آسیب شدید و جدی و حتی مرگ آور، ممکن است کاملا خونسرد و آرام و بدون هیچ گونه جراحت خارجی باشد. جراحات پوست سر با فشار مستقیم به پوست که بهتر است به وسیله گاز استریل و پارچه های جاذب ضد عفونی شده صورت گیرد به سرعت درمان می گردد ، اما باید فشردن محل جراحت به مدت 30 دقیقه ادامه یابد تا رگها کاملا بند بیایند . پس از آن محل جراحت باید با آب تمیز و پس از آن با یک مایع ضد عفونی کننده ، کاملا شسته شده و پانسمان شود.

وارد شدن فشار به جمجمه سر ممکن است علاوه بر خونریزی سطحی سبب تماس مغز با دیواره های داخلی مغز شود و اگر این فشار قوی باشد احتمال دارد مغز به دیواره داخلی جمجمه بچسبد.مثل خیلی از جاهای دیگر بدن،مغز هم پس از ضرب دیدن ورم می کند.متاسفانه بعلت محدود بودن فضای داخل جمجمه ورم بیش از حد مغز سبب بالا رفتن فشار طبیعی داخل جمجمه می شود که این افزایش یک تهدید جدی است زیرا از رسیدن خون و اکسیژن حیاتی به مغز جلوگیری کرده و باعث تغییر شکل طبیعی و آسیبهای دائمی به آن و یا حتی مرگ می شود.به همین دلیل و دلایل عدیده دیگر،هر گونه ضربه به سر ممکن است خطرساز باشد.

به یاد داشته باشید که هرگونه آسیب مغزی خطرناک است.

آسیب های وارده به مغز به 3 دسته تقسیم می شوند:

·         ضرباتی که منجر به از دست دادن هوشیاری و یا بیهوش شدن فرد نمی شوند(ضربات درجه اول):

اگر ضربه ای به سر شخص وارد شود بدون اینکه غش کند و فقط برای مدتی گذرا احساس گیجی و سستی کند،احتمال زیادی وجود دارد که این مورد،علیرغم اینکه دارای خونریزی سطحی و درد هم باشد،شامل جراحت داخلی نباشد.در این مورد بهتر است که بیمار را تا مدت 24 ساعت تحت نظر داشته و تغییرعلائم و شرایط هوشیاری او را زیر نظر گرفت.همچنین سعی کنید بفهمید که آیا فرد آسیب دیده می تواند به یاد آورد که آیا مدتی بیهوش بوده یا خیر؟

·         ضرباتی که منجر به از دست دادن هوشیاری به مدت کوتاهی می شوند(ضربات درجه دوم):

در این مورد فرد آسیب دیده به مدت یک یا دو دقیقه بیهوش می شود ولی به سرعت به حالت طبیعی برمی گردد.بیهوش شدن حتی برای دقایق کوتاهی دلیل بر وجود جراحت مغزی است و اگرچه آسیب دائمی نباشد ولی این مورد باید به خوبی زیر نظر گرفته شود.ولی بیمار باید استراحت کند و از انجام هر گونه فعالیت ورزشی،بدنی و... حداقل تا یک روز پرهیز کند.اگر فرد آسیب دیده می خواهد بخوابد بایستی او را هر 2 یا 3 ساعت یک بار از خواب بیدار کرد.اگر در هر لحظه ای پس از روز حادثه فرد دچار احساس گیجی،تلو تلو خوردن، پرخاشگری ، بیحالی و سستی گردید و بیدار کردن او از خواب مشکل بود، همه علائم نشان بدتر شدن حال عمومی بیمار است و به احتمال زیاد بعلت افزایش فشار خون درون جمجمه است و زمان آن رسیده که هر چه سریعتر او را به بیمارستان منتقل کنید.

·         بیهوشی طولانی مدت(ضربات نوع سوم):

اگر مدت زمان بیهوشی شخص آسیب دیده از 5 یا 10 دقیقه بیشتر شد،مهمترین احتمال ممکن ،آسیب قابل توجه به مغز است و بیمار هر چه سریعتر باید به بیمارستان منتقل شود.مطمئن شوید که سه مورد را در ذهنتان نگه دارید. ابتدا،توجه داشته باشید که هر گونه ضربه شدید به سر ممکن است باعث ایجاد آسیب دیدگی در نخاع نیز بشود.مواظب باشید که گردن و ستون فقرات را بدون حرکت نگه دارید. دوم،هنگامیکه بیمار بیهوش است،ملاحظه کنید تا راههای تنفسی مسدود نشده باشد.زیرا به کرات مشاهده شده که در این حالت زبان به عقب افتاده و راه گلو را مسدود می سازد. دهان را باز کنید و فک را به بالا حرکت دهید تا راه هوا را باز نگه دارید.سوم ،ضربات و آسیبهای وارد شده به سر گاهی سبب استفراغ می شود بنابراین بیمار را به آرامی به یکی از پهلوهایش برگردانید تا از خطر فرو رفتن مواد به داخل راه هوایی و ششها جلوگیری شود.

متاسفانه نمی توان آسیبهای شدید وارده به سر را در بیابان درمان کرد و باید به محض اینکه در عرض 24 ساعت پس از وارد شدن ضربه به سر،علائم کلینیکی رو به وخامت گذاشت باید مجروح را به بیمارستان منتقل نمایید.

خلاصه ای از مهمترین نشانه های جراحت و آسیبهای وارده به سر، که به درمان و مراقبتهای پزشکی حرفه ای نیاز دارد را مرور می کنیم:

1-     تغییر یا کم شدن آگاهی و هوشیاری که در این شرایط شخص آسیب دیده ممکن است گیج و بیحال به نظر برسد و به خواب فرو رود و یا ممکن است به سختی بتوانید او را از خواب بیدار کنید.

2-     بروز سردردی که رو به افزایش و وخامت است.

3-     بروز تشنج ، هرچند که مدت آن خیلی کوتاه باشد.

4-     یکی از مردمک ها به شکل قابل توجهی از دیگری بزرگتر به نظر برسد.

5-     احساس حالت تهوع و استفراغ مداوم

6-     خونریزی از گوشها و بینی ،در صورتیکه هیچگونه زخم مشخصی در این نواحی دیده نشود.

منبع:مجله شکار و طبیعت شماره 122


هنر زنده ماندن (1)

 

سرما زدگی

سرمازدگی به حالتی گفته می شود که بلورهایی از یخ در مایعات موجود در بافت بدن انسان تشکیل شوند،اما سلولها بطور کامل یخ نزنند. یخ زدگی و سرمازدگی اغلب در بافت اندامهایی نظیر انگشتان دست و پا، بینی و گوش ها که به طور مستقیم در معرض سرما قرار دارند، رخ می دهد.

نخستین نشانه های سرمازدگی احساس سوز شدید سرما در محل سرمازدگی و رنگ پریدگی پوست آن منطقه از بدن است.کم کم رنگ پریدگی شدت می گیرد،اندام سرمازده کرخت می شود و سطح پوست آن زبر و خشک می گردد،اما تفاوت آن با حالت یخ زدگی در این است که بافت زیر پوست سرمازده همچنان نرم و انعطاف پذیر باقی می ماند. اگر در این حالت بافت سرمازده به آرامی گرم شود،ممکن است پوست آن قسمت از بدن تاول بزند و اندکی درد بگیرد،اما سرمازدگی تا این حد،آسیب جدی ای به بار نمی آورد.از این نظر سرمازدگی پوست با یخ زدگی بافت ها کاملا متفاوت است.

         آپلود سنتر عکس رایگان

 در فضای کوهستان کوچکترین نشانه یخ زدگی را باید جدی گرفت و به سرعت چاره ای برای آن اندیشید.در این هنگام ،نکته ای بسیار اساسی،دانستن این امر است که چه کارهایی نباید انجام داد. زیرا بسیاری از واکنشها و تمهیدات فوری ای که به ذهن ما می رسد، بیش از آنکه به بهبود وضعیت کمک کند، کار را خراب تر خواهد کرد.

*وقت حس کردن سرما،اولین کاری که ناخودآگاه به ذهن انسان می رسد این است که محل مورد نظر را به شدت مالش دهد تا گرم شود.اگر چه در سرمای طبیعی انجام این کار اندکی شخص را گرم می کند،اما این کار آسیب ناشی از آن را افزایش می دهد.

*فکر دیگر این است که به سرعت خود را کنار آتشی برساند و یخ بدنش را آب کند.این کار نیز در مواردی که مشکل ،تنها یک سرمازدگی جزئی باشد،اشکالی ندارد و اگر آدم حواسش باشد که پوست بدن در برخورد مستقیم با آتش نسوزد، خیلی هم خوب است. اما،در مورد یخ زدگی اندام ها،گرم کردن سریع محل یخ زدگی در مجاورت گرمای مستقیم،کاری اشتباه است.روش صحیح گرم کردن اندام یخ زده،غوطه ور کردن آن در آب ولرم با دمای 40 تا 42 درجه سانتیگراد است که جریانی آرام داشته باشد. باز شدن کامل یخ عضو یخ زده در آب ولرم 30 تا 45 دقیقه به طول می کشد و نشانه اش ،بازگشت حس به آن،نرم شدن پوست آن منطقه و انعطاف پذیر شدن بافت زیرین پوست اندام یخ زده است.البته فرآیند بازشدن یخ و احیای عضو یخ زده با درد و سوزش شدید همراه است.برای تسکین درد می توان از مسکن هایی همچون ایپوبروفن استفاده کرد.

اگر بیم آن رود که پس از باز کردن یخ اندام یخ زده،شخص باز هم در معرض سرما قرار بگیرد و عضو دوباره یخ بزند، ضروری است که اصلا هیچ اقدامی برای باز کردن یخ عضو یخ زده صورت نگیرد تا اینکه شخص به جایی گرم و مناسب برسد،به صورتی که دیگر امکان یخ زدگی منتفی باشد.

به هر حال،وقت قرار گرفتن در شرایط بسیار سرد،مدام حواستان به مرور کردن و کرخت شدن اعضای بدنتان باشد. اگر در انگشت هایتان احساس سرما کردید، هر دو دست را از کتف به صورت پروانه ای در هوا بچرخانید تا خون به سرانگشت هایتان پمپ شود و گردش خون آنها را گرم کند. اگر انگشت های پایتان از سرما کرخت شد، در جا بالا و پایین بپرید و کف پا را به زمین بکوبید تا خون در انگشت های پایتان جریان پیدا کند.

منبع:مجله شکار و طبیعت شماره 120

 

چگونه از باتوم های کوهنوردی استفاده کنیم

بسمه تعالی


ترجمه و برگرفته از کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی :دکتر حمید مساعدیان

عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوهنوردی

مدیر مسئول انجمن پزشکی کوهستان ایران

امروزه بسیاری از کوهنوردان از باتوم در پیمایش ها و صعود های خود استفاده میکنند و روز به روز به تعداد استفاده کنندگان اضافه می شود.

این سوال همیشه برای کوهنوردان وطبیعت گردان باقی بوده که:

آیا استفاده از باتوم ضرری برای انسان دارد یا از ضروریات است؟

انواع باتوم که مورد استفاده کوهنوردان قرار می گیرد:     الف: عادی      ب: تلسکوپی

باتوم های تلسکوپی از نظر کارایی در کوهنوردی بهتر وایمن تر می باشند . باتوم های فنردار از نظر قدرت کاهش فشار روی دستها و ایجاد خستگی در ضربه های متوالی به دستها کارایی بیشتری دارند.

نحوه استفاده از باتوم :طول باتوم بر اساس قد فرد و شیب مسیر باید تنظیم شود و همچنین طوری که در هنگام استفاده از باتوم آرنج زاویه 90 درجه داشته باشد.دراستفاه از باتوم دقت شود تا حد امکان نزدیک به خط عمود بدن باشد . هنگام راه رفتن بدون حمل بار وکوله پشتی تفاوتی نمیکند که از یک یا دو باتوم استفاده شود.اما در حمل بارهای سنگین برای حفظ تعادل حتما باید از دو باتوم استفاده شود.

فواید باتوم هنگامی است که از باتوم درست استفاده شود:

باتوم ها در ازای هر ساعت فعالیت کوهنوردی چندین تن وزن را از روی اندام تحتانی به دستها منتقل میکنند.

ودر ازای یک روز فعالیت سنگین کوهنوردی حدود 30 تن وزن وفشار را از روی زانوهای شما منتقل میکند.

درموارد ذیل ودر حمل کوله پشتی های سنگین استفاده از باتوم  فشار را از روی مفاصل اندام تحتانی کم میکند:

الف:در سنین بالا وافراد سالمند

ب:در وزن بالای کوهنورد(کوهنورد سنگین وزن)

ج:ناراحتی قبلی مفاصل و ستون فقرات

د:در هنگام حمل کوله پشتی های سنگین (در برنامه های زمستانی و طولانی مدت)

ه:در هنگام کوهنوردی بر روی برف و مکانهای خیس،سبزه زار ، نرم ،هنگام عبور از رودخانه ،کوهنوردی در شرایط مه یا دید کم(در شرایط فوق حفظ تعادل نقش حیاتی برای سلامتی فرد دارد)

فواید استفاده از باتوم:

افزایش حس تعادل و ایجاد تعادل(کاهش زمین خوردن و سر خوردن وسقوط) خصوصا در خستگی های مفرط در برنامه های کوهنوردی

هنگام حمل کوله پشتی سنگین

استفاده از باتوم از افزایش بی رویه ضربان قلب در ابتدای فعالیت و شروع کوهنوردی کمک کننده است(ولی بعد از مدتی این کاهش ضربان بدلیل فعالیت ماهیچه های دست و پا ادامه پیدا نمیکند).

معایب استفاده از باتوم در کوهنوردی:

1- استفاده نادرست از باتوم(اگر فاصله بین بدن و باتوم زیاد باشد نه تنها کشیدگی در اندامها زیاد میشود بلکه هنگام چرخش درد زیادی نیز احساس خواهد شد.

2- استفاده از باتوم ها احساس تعادل را کاهش میدهد

(استفاده مداوم از باتوم توانایی هماهنگی کوهنورد را کاهش میدهد.در مورد استفاده مکرر از باتوم، کوهنورد احساس امنیت بیشتری میکند.این اثر مخرب بوده و باعث میشود در مناطقی که صعب العبور است ،خصوصا جایی که فرد نمی تواند از باتوم استفاده کندفرد دچار مشکل شود،مانند :تیغه های باریک کوه ومسیرهای پرتگاهی)(متداولترین حادثه کوهنوردی :سقوط بدلیل لغزش در هنگام فرود است).

3- مکانیزم های محافظتی فیزیولوژیکی را کاهش میدهد:

استفاده مداوم از باتوم تحریک کشیدگی فیزیولوژیکی را که برای تغذیه غضروف مفصلی و ورزیده کردن وحفظ حالت کشسانی مفصل لازم است کاهش میدهد.

4- افزایش ضربان قلب به دلیل فعالیت ماهیچه های بزرگتر در اندام فوقانی(دستها).

5- راحت نبودن هنگام عکاسی یا فیلمبرداری در برنامه های کوهنوردی(دلیل پزشکی نیست).(حتی میتواند خطراتی برای کوهنورد داشته باشد)

روش صحیح راه رفتن و کوهنوردی وجلوگیری از کشش شدید عضلات اندامها:

لازم است کوهنوردان به دلایل فیزیولوژیکی – حرکتی (سیستم گیرنده های عمقی مفاصل )روش صحیح پیمایش وکوهنوردی را برای حفظ حالت کشسانی ،ایمنی و کم فشار بودن مفصل ، نحوه استفاده صحیح از باتوم را آموزش دیده و بیاموزند.

عوامل مهم درمیزان فشار وارده بر مفاصل اندام تحتانی:

وزن بدن(خصوصا وزن زیاد کوهنورد)

وزن کوله پشتی

روش صحیح پایین رفتن از کوه

توصیه ها:

کوهنورد باید با قدم های کوتاه،ضربه گیر ومتغیر (از لحاظ نحوه قدم برداری)تا جایی که میتواند جلوی کشیدگی اندامها را بگیرد. یعنی قدم برداشتن درهنگام فرود باید کوتاه، کشش دار،و تا حد امکان آرام باشد.(نه آنقدر آرام که موجب خستگی عضلات چهارسر ران وعضلات جلو ران گردد)

ضمنا از دویدن در سراشیبی ها و برداشتن قدم های بلند بپرهیزید ودر راههای باریک و خطرناک از طناب بعنوان کمک و حمایت استفاده کنید.  

مسیر های فرود را میانبر نزنید.

برنامه های کوهنوردی را متناسب با توانایی بدنی خود انتخاب کنید.

با رعایت موارد فوق میتوان ده ها سال به ورزش کوهنوردی بدون بروز عوارض ارتوپدی و مفصلی پرداخت.

مصرف مایعات در حین کوهنوردی: اگر کوهنوردان به نوشیدن زیاد مایعات عادت کنند مشکلات مفصلی کمتری برایشان بوجود میآید زیرا مفاصل از بی آبی رنج میبرند. بخصوص در طول ضرب دیدگی های خفیف و مداوم غضروف ها (به ویژه در زانوها هنگام پایین رفتن از کوه )مشکل کم آبی بیشتر نمود پیدا میکند،زیرا غضروف ها دارای رگ نیستند واولین جایی هستند که از بی آبی دچار مشکل میشوند.

استفاده از باتوم در کوهنوردی نباید عادتی و همیشگی باشد. ونباید از آن در تمامی مسیرها استفاده کرد بخصوص استفاده دائمی از باتوم در کودکان و نوجوانان جایز نیست.

در استفاده از باتوم باید فوائد و مضرات آن در نظر گرفته شود سپس در موردکاربرد آن تصمیم گرفته شود.

باتوم را طوری حمل و استفاده نمایید که در صورت نیاز به دستانتان و عدم نیاز به باتوم بتوانید آن را براحتی در کوله پشتی خود قرار داده و قسمت تیز باتوم بسمت پایین باشد تا خطر یا مزاحمتی برای کوهنورد پشتی شما نداشته باشد.

مترجم: استفاده از باتوم می تواند در تقویت عضلات دستهای کوهنورد موثر باشد همانطور که می دانیم کوهنوردان بخاطر نوع و شیوه ورزش کوهنوردی اکثرا از پاهای خود استفاده می کنند که بمرور زمان می تواند باعث ضعف نسبی عضلات دستهای آنان گردد که با استفاده از باتوم می توانند جلوی این ضعف نسبی عضلات دست را بگیرند.  

یکی از خطراتی که کوهنوردان را در هنگام قدم برداشتن با باتوم تهدید می کند.

منبع: سایت انجمن پزشکی کوهستان ایران

تغذیه در کوهستان


از مهمترین نکات در کوهنوردی، مبحث شیرین تغذیه است.



طناب کوه نوردی

انواع طنابهاي ديناميك كدامند؟

تك طناب      نيم طناب     طناب دو قلو

تك طناب:
اين طناب به صورت تك رشته استفاده ميشود مناسب ترين طناب براي صعود مسير هاي دشوار نسبتا مستقيم( در يك خط) و يا در مسير هايي كه پايين آمدن و يا جابجايي به وسيله فرود نباشد. كار برد عمده اين طناب براي سنگنوردي است.

نيم طناب :
اين طناب از دو رشته تشكيل شده است كه صعود كننده هر دو رشته آن را به هارنس گره ميزند. و بايستي هر رشته را به يك حمايت مياني  نصب كند . اين كار باعث كاهش شكست طناب در طول مسير صعود مي شود .
نيم طنابها براي كوهنوردي و صعود هاي چند طول طنابه كه فرود در آن الزاميست بسيار مناسب است اين طناب در مسير هايي كه حمايت مياني در ان نا مطمئن هستند بخصوص در يخنوردي بسيار كار امدند زيرا در هنگام سقوط نفر ابتدا بر روي يك رشته سقوط ميكند و سپس نيرو بر رشته ديگر وارد  مي آيد در نتيجه نيروي ضربه حاصله بيشتر كاهش مي يابد ضمنا ايمني بيشتري در صورت ريزش يخ و سنگ و همچنين مسير هاي تيغه اي دارند .

طناب دو قلو:
اين طناب هميشه به صورت دو رشته  و با هم استفاده مي شود و به صعود كننده متصل مي شود . صعود كننده هر دو رشته را داخل يك كارابين مي اندازد  و مزيت آن بر تك طناب علاوه بر سبك بودن امكان فرود بلند به اندازه طول طناب است اين طناب از نيم طناب ها سبكتر است  اما هيچوقت نبايد هر رشته آن را در يك كارابين انداخت و بايد هر دو رشته آن  با هم داخل يك كارابين انداخته شود .

ویژگی های طناب کوهنوردی

دانستن انچه در مورد طناب ضروري است ،چگونه درك بهتري از ويژگي هاي طناب خود داشته باشيم

تعداد سقوط ها :
طبق استاندارددر هر سه گونه طناب بايد با ضوابط زير همخواني داشته باشد
تك طناب بايد سه سقوط متوالي با وزن 80 كيلوگرم
نيم طناب بايد پنج سقوط متوالي با وزن 55 كيلو گرم
طناب دو قلو بايد 12 سقوط متوالي را روي هر دو رشته با وزن 80 كيلوگرم با فاكتور سقوط 77/1 را تحمل كند. 

افزايش طول ديناميك:
اين افزايش طول عبارتست از كش آمدن طناب در امتداد خود بر اثر نخستين سقوط آزمايشي "يو آي اي  اي"  كه مي بايست اين افزايش طول كمتر از 40 درصد باشد.

افزايش طول استاتيك:
مقدار افزايش طول طناب تحت بار وزن 80 كيلو گرم  براي تك طناب از ده درصد و براي نيم طناب از 12 در صد و براي طناب دو قلو برروي هر رشته با هم از ده درصد نبايد تجاوز كند .

تعداد رشته هاي پوسته طناب:
پوسته طناب محافظ و در بر گيرنده هسته و قسمت قابل روئيت طناب ميباشد و از گروهي از رشته هاي به هم بافته شده تشكيل شده است. كه هر گروه از يك قرقره خارج ميشود.
طنابهاي با قطر يكسان طنابي كه قرقره بيشتر پوسته نازك داردويژگي ديناميكي بهتر و طنابي كه قرقره كمتر پوسته ضخيم و داراي مقاومت زياد تري در برابر سايش ميباشد.

بطور مثال :
يك تك طناب با ساختار 48 قرقره با خاصيت ديناميكي زياد و 32 قرقره با رشته هاي ضخيم تر براي به حد اكثر رساندن مقاومت در برابر سايش انتخاب ميشوند.

لغزش پوست :
پوسته و هسته طناب دو قسمت مستقل مي باشند و در صورت نداشتن سازگاري دقيق و كامل جابجا شده و روي يكديگر خواهند لغزيد در اين حالت پوسته طناب تغيير شكل داده و كم كم تحت تاثير ابزار فرود متورم شده و نقاطي تو خالي و بيرون زده اطراف هسته طناب به وجود مي آورد.

اين پديده بخصوص هنگام فرود هاي سريع و صعود هاي قرقره اي يا شوك هاي شديد به وجود آمده و احتمال خطر جمع شدن پوسته طناب در ابزار هاي فرود يا حمايتي را افزايش ميدهد.

فاكتور سقوط:
فاكتور سقوط تعيين كننده شدت سقوط است. هر چه ميزان آن بيشتر باشد سقوط سخت تر است و ميزان آن بين صفر و حداكثر دو ميباشد.محاسبه ان از تقسيم ارتفاع سقوط بر طول طناب صعود شده به دست مي آيد . (طناب بين حمايتچي و صعود كننده)

سختي سقوط تابعي از ارتفاع سقوط نبوده بلكه تابعي از نسبت طول طناب صعود شده ميباشد. زيرا هر چه طناب فعال طويل تر باشد .طول بيشتري از طناب براي جذب نيروي سقوط كشش وارد عمل ميشود.

وقتي كه هيچگ.نه اصطكاكي بين حمايتچي و بالا ترين كارابين وجود نداشته باشد.انرژي حاصله از سقوط در تمام طول طناب به طور يكسان توزيع ميگردد.كه اين نيرو را فاكتور سقوط نظري مينامند.

اثر قرقره اي و بالاترين حمايت مياني:
در هنگام سقوط بالاترين كارابين از يك سو متحمل نيروي ضربه ايجاد شده توسط صعود كننده و از يك سو متحمل نيروي مهار سقوط حمايتچي ميشود اين دو نيرو با يكديگر جمع ميشوند و اين چيزي است كه آنرا اثر قرقره اي ميناميم .

نيروي وارد شده به حمايتچي به خاطر اصطكاك طناب در كارابين هاي در طول مسير كمتر نيروي ضربه روي بدن صعود كننده است .در نتيجه نيروي وارد شده بر بالاترين كارابين در حدود 6/1 برابر بيشتر از نيروي وارد شده به بدن صعود كننده است .

هنگام سقوط انرژي حاصله ميبايست توسط زنجيره حمايت بويژه طناب جذب و مهار شود اگر طناب جذب كننده خوبي براي  انرژي باشد. ضربه وارده به صعود كننده را كاهش خواهد داد.

 نيروي وارده به بدن صعود كننده  در لحظه مهار سقوط نيروي ضربه ناميده ميشود .

مقدار اين نيرو بستگي به فاكتور سقوط ،وزن صعود كننده ،و ظرفيت جذب انرژي توسط طناب دارد.

نيروي ضربه:
مقادير مورد نياز استاندارد

تك طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود 1200 كيلو گرم) باشد .

نيم طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 55 كيلو گرم مي بايست كمتر 8 كيلو نيوتن(حدود800كيلو گرم) باشد .

طناب دو قلو: نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود1200 كيلو گرم) باشد .(بر روي هر دو رشته طناب با هم).

حد اكثر نيروي ضربه:
تمام طنابهاي كوهنوردي بر مبناي حد اكثر نيروي ضربه دسته بندي ميشوند .

نيرويي كه به طناب در آزمايشگاه تحت شرايط بسيار سخت (شرايط خاص و استاندارد آزمايشگاهي و حداكثر نيرو)وارد مي شود هرگز در هنگام صعود به ان وارد نمي شود .و اين نيرو حاصل سقوط يك وزنه فلزي در كارگاه ثابت و شرايط حمايت استاتيك مي باشد . و نتايج واقعي بدست آمده از اين آزمايش بر روي برگه مشخصات فني طناب درج ميگردد.

در اين شرايط خاص تمام انرژي سقوط توسط طناب جذب مي گردد و عواملي همانند هارنس سنگنورد و يا قابليت تغيير شكل بدن انسان و اصطكاك طناب با كارابين وجود ندارند كه بخواهند انرژي سقوط را جذب كنند و در نتيجه تمام انرژي مستقيما به طناب منتقل مي شود.

افزايش تصاعدي نيروي ضربه در اثر استفاده  در  هنگام صعود و مهار سقوط هاي متوالي توسط طناب ظرفيت ديناميكي آن را كاهش  دا ده و در نتيجه نيروي ضربه طناب افزايش پيدا ميكند .

قطر و وزن:
طنابهاي با قطر زياد عموما داراي عمر مفيد طولاني تر و در عين حال سنگين تر و نه چندان مطلوب براي استفاده مي باشند.در صعود هايي كه وزن و حركت روان طناب حائز اهميت است انتخاب يك طناب با قطر كم ارجحيت دارد عملكرد جامع و كلي طناب ها را ميتوان در توان و تعادل بين وزن و خاصيت ديناميكي آنها ارزيابي نمود.

کوه نوردی: قبل و بعد!

مثل همه ورزشهای دیگر ، کوه نوردی شما را ملزم می سازد تا قوانین و مقرارت مرتبط با آن را دنبال نمائید . این مجموعه قوانین برای کسانی که وارد دنیای کوه و طبیعت می شوند جزء اصول پایه و اساسی می باشند . اگر چه برخی افراد فراموش می کنند آنها را مورد توجه قرار دهند . در اینجا چند نمونه از قوانین اساسی را برای شما ذکر می کنیم ؛ که آنها را بخاطر بسپارید تا ضمن داشتن سفری شاد و مفرح ، تاثیری مخرب برای طبیعت و دیگران نداشته باشید .

 

قبل از کوه نوردی :

قبل از هر چیز دیگری ، مطمئن شوید که شما توانائی این سفر را دارید . فعالیت کوه نوردی در صورتی که از شرایط جسمی و روحی مطلوب برخوردار نباشید ، احتمال بروز سانحه و عدم موفقیت برنامه را بالا می برد . این ورزش نیاز به آموزش و تمرکز فکری دارد . مشکلاتی که در زمان کوه نوردی برای شما بوجود می آید یقینا بر کل برنامه و یا دیگر کوه نوردان تاثیر خواهد گذاشت .

لازمه کوه نوردی فقط آمادگی جسمانی و مهارت نیست بلکه تجهییزات و اسباب خاص خود را نیزمی طلبد . مطمئن شوید که تمام وسایل مورد نیاز را با خود به همراه دارید . با تهیه فهرستی از ملزومات و تدارکات لازم برای اشکال مختلف برنامه ها ، با توجه به ویژگیهای فصلی ، زمانی ، سطح برنامه ، و... خود را مجهز نمائید . همواره مواد غذائی مناسب و نوشیدنی به میزان کافی به همراه داشته باشد .

کوه نوردی یک ورزش تیمی می باشد از کوه نوردی بصورت انفرادی اجتناب کنید ، زیرا در زمانی که به کمک نیاز دارید ، کسی برای یاری شما وجود نخواهد داشت . بعلاوه برای انجام بسیاری از مهارتهای تکنیکی در کوه نوردی مانند سرپرستی برنامه احتیاج به بیش از یک نفر می باشد .

از مقصد خود با اطلاع باشید . از کوهی که هیچ تحقیقی درباره اش نکرده اید بالا نروید . بهتر است در زمانی که اطلاعات کافی از هدف خود ندارید ، به تیم معتبری ملحق شوید که اطلاعات کاملی از کوه مورد نظر شما دارند و یا ضمن آموزش های لازم ، خودتان را به آخرین نقشه مسیر مجهز کنید .

زمانی که به کوه نوردی می روید ، حتما کسی از رفتن شما به آن کوه اطلاع داشته باشد تا در صورت طولانی شدن کوهنوردی شما و بروز نگرانی بتوانند اقدام لازم را انجام دهند.

در زمان کوهنوردی :
از زیبائی های محیطی محافظت کنید تا افراد دیگر هم از آنها لذت ببرند . چیزی را از خود بر جا نگذارید و همچنین چیزی را از کوه برای خود بر ندارید .

از وسایلی مانند پودر صابون که سازگار با طبیعت هستند استفاده کنید .

منابع آب را خراب یا آلوده نکنید .

همیشه از سرپرست تیم خود اطاعت کنید . دستورات او را اجرا کنید و از گروه جدا نشوید . عدم حرکت در مسیر مشخص ، ممکن است باعث صدمه زدن به طبیعت شود و یا ممکن است احتمال گم شدن شما را زیاد کند .

هرگز خارج از حیطه توانائی خود کوه نوردی نکنید .
بدانید که چه موقع شما باید به مبدا برگردید .
از بهترین قضاوت خود استفاده کنید . بسیاری از کوه نوردان بخاطر عدم درک شرایط و تغییرات محیط و یا وضعیت جسمی و روحی خود ، در هنگام کوه نوردی دچار آسیب و حتی مرگ شده اند . واقع بین و انعطاف پذیر باشید و منطقی تصمیم بگیرید .

 

بعد از کوه نوردی :

اطلاعات و تجربیات هر برنامه ، با توجه به دیدگاههای افراد مختلف می تواند متفاوت باشد پس سعی کنید گزارشی از برنامه انجام داده شده را با ذکر جزئیات تهیه نمائید . این گزارشات ضمن مفید بودن برای فعالیتهای بعدی خود شما ؛ برای دیگرانی که در همان محیط و شرایط خواهان کوه نوردی هستند سودمند خواهد بود . فراموش نکنید هر برنامه مانند خلق اثری توسط شما می باشد ( خواه بصورت سیاه مشق و خواه بصورت خود اثر ) برای آنچه انجام می دهید ارزش قائل باشید و در ثبت آن بکوشید .

در آخر اینکه :

با پیروی از این قوانین و روش ها ، نه تنها به دیگران شانس تجربه کردن طبیعت دست نخورده و بکر را می دهید بلکه می توانید مطمئن باشید که همیشه طبیعتی زیبا برای لذت بردن از آن در اختیار دارید .

در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟

نشاط کوهستان - بهمن 871127در چه جاهايي خطر بهمن وجود دارد؟

1- شيب، يكي از عوامل بسيار مهم در سقوط بهمن است. روي شيب‌هاي خيلي تند (بيشتر از 50 درجه) چون برف قبل از انباشته شدن به طور طبيعي به پايين سرازير مي‌شود، خطر سقوط بهمن معمولاً زياد نيست. روي شيب‌هاي خيلي ملايم (كمتر از 25 درجه) نيز خطر بهمن معمولاً زياد نيست. تحقيقات بهمن‌شناسان فرانسوي نشان مي‌دهد كه بهمن‌هاي تخته‌اي، عمدتاً روي شيب‌هاي 30 تا 45 درجه است و بيشترين بهمن‌ها از روي شيب‌هاي 35 تا 40 درجه سقوط كرده است. كوهنوردان و اسكي‌بازان امريكايي اهميت فوق‌العاده‌اي براي عامل شيب قائل هستند. هر كوهنورد يا اسكي‌باز كوه، هميشه يك شيب‌سنج كوچك در جيب دارد تا با آن ميزان خطر ريزش بهمن را برآورد كند.

2- با تند شدن شيب، ثبات لايهفوقاني برف كاهش يافته و خطر بهمن افزايش مي‌يابد.

3- پوشش زمين. پوشش طبيعي خاك كه ارتباط بين مانتو برفي (توده برف) و خاك را برقرار مي‌كند نيز البته نه به اندازه شيب، مهم است. زمين‌هاي صاف و صيقلي و يا بدون ستي و بلندي و شيب‌هايي كه داراي بوته‌هاي كوچك يا چمنزار و علف هستند، بهمن‌خيز است. به عكس، شب‌هاي پر سنگلاخ و به ويژه با تخته‌سنگ‌هاي بزرگ و يا درخت و درختچه و يا بوته‌هاي بزرگ- مثل گون- معمولاً برف را به خوبي نگه مي‌دارند. يكنواختي شيب بسيار خطرناك است. به همين خاطر معمولاً با خاكبرداري، لين شيب‌ها را پله‌پله مي‌كنند.

چه موقع خطر بهمن زياد مي‌شود؟

باد عامل بسيار مهمي در افزايش خطر سقوط بهمن است به ويژه اگر در چند روز گذشته به شدت وزيده باشد. باد موجب تلمبار شدن برف در برخي نقاط مي‌شود، ضخامت برف را افزايش مي‌دهد و باعث به وجود آمدن نقاب‌هاي برفي در خط‌اراس‌ها و گردنه‌ها مي‌شود. فراموش نكنيم كه عبوراز شيب‌هايي كه در بالايشان نقاب‌هاي برفي درست شده، فوق‌العاده خطرناك است.

بارش برف چون وزن اضافي بر مانتو برفي مي‌گذارد، ثبات آن را كاهش مي‌دهد. البته سقوط بهمن پس از بارش برف، بستگي به مقدار بارش، وزن مخصوص برف و شيب كوه دارد. با اين حال، به طور كلي مي‌توان گفت كه با ريزش 30 سانتيمتر برف جديد روي شيب‌هاي تند (بيش از 35 درجه) خطر جدي مي‌شود و با 80 سانتيمتر برف جديد، حتي شيب‌هاي متوسط هم خطرناك مي‌شوند.

هواي گرم و ملايم به سرعت لايه‌ها را به هم پيوند مي‌دهد و در نتيجه، خطر سقوط بهمن را كاهش مي‌دهد. به عكس، اگر اين گرما نسبتاً زياد باشد، خطر را افزايش مي‌دهد، زيرا برف را به قطرات آب تبديل مي‌كند و لايه‌هاي فوقاني برف روي اين قطرات مي‌غلتند و به پايين سرازير مي‌شوند. بارش كمي باران نيز چسبندگي برف را افزايش مي‌دهد، ولي اگر بارش از حدي بگذرد، مانتو برفي ثبات خود را از دست خواهد داد.

از اواسط فروردين به بعد، در ارتفاعات 3000 متر به بالا، تابش خورشيد مانتو برفي را- به ويژه جبهه‌هاي جنوبي- بي‌ثبات مي‌كند و در بعد از ظهرها، بهمن‌هاي آبكي سرازير مي‌شود.

سرعت بهمن

سرعت بهمن برف آبكي 55 تا 70 كيلومتر در ساعت، سرعت بهمن برف خشك 110 تا 140 كيلومتر در ساعت و سرعت بهمن‌پودر 220 تا 290 كيلومتر در ساعت مي‌باشد. همچنين، نيروي فشار حاصل از بهمن مي‌تواند به 20 تن برسد.

شكل‌هاي مختلف برف

شكل برف بستگي تام به دماي محيط دارد:

از 10 تا 5 درجه زير صفر، سوزني شكل، از 5 تا 10 درجه زير صفر، استوانه‌اي، بادامي شكل.

از 10 تا 13 درجه زير صفر، پهن، بادامي شكل، از 13 تا 17 درجه زير صفر، شش گوش، از 18 تا 25 درجه زير صفر، استوانه‌اي پهن. شكل برف از اين لحاظ مهم است كه ميزان چسبندگي و قدرت اتصال مانتو برف (توده برف) را تعيين مي‌كند و در نتيجه احتمال ريزش بهمن را كاهش يا افزايش مي‌دهد.

وزن برف

شخص مدفون زير بهمن تحت فشاري است كه وزن و ارتفاع بهمن بر او وارد مي‌كند. وزن يك متر مكعب برف بستگي به مقدار آب موجود در آن دارد.

برف تازه

برف‌پودر، 30 تا 60 كيلوگرم

برف فشرده سبك، 100 تا 200 كيلوگرم

برف كهنه

برف شناور، 200 تا 300 كيلوگرم

برف خشك نشست كرده، 300 تا 400 كيلوگرم

برف آبدار نشست كرده، 400 تا 450 كيلوگرم

برف زيرين خشك، 400 تا 700 كيلوگرم

برف زيرين آبدار، 600 تا 800 كيلوگرم

با استفاده از آمار، كساني كه دچار بهمن شده‌اند، تعيين كرده‌اند كه با گذشت زمان احتمال زنده ماندن بهمن‌زده چقدر است. شخص مدفون در زير يك متر برف با گذشت زمان شانس زنده ماندنش به سرعت كاهش مي‌يابد.

به طور كلي مي‌توان گفت كه با گذشتن هر يك ساعت، شانس زنده ماندن نصف مي‌شود.

نشاط کوهستان - بهمن 871127در ساعت اول، شانس زنده ماندن بهمن‌زده حدود 45 درجه است. در ساعت دوم شانس او به 28 درصد، در ساعت سوم به 18 درصد و در ساعت چهارم به 10 درصد كاهش مي‌يابد. به عبارت ديگر، از ساعت چهارم به بعد، تنها يك نفر از 10 نفر را مي‌توان از زير بهمن زنده خارج كرد. در ضمن اين نكته نيز قابل ذكر است كه از همان لحظات اول در اثر ضربه و فشار بهمن و اصابت به صخره و سقوط از بلندي و از اين قبيل صدمات، جان خود را از دست مي‌دهند.

بهمن‌زده هر قدر در عمق كمتري مدفون شده باشد، شانس بيشتري براي زنده ماندن دادر. به همين خاطر است كه توصيه مي‌كنند با شنا يا پرش كردن، سعي كنيم روي سطح بهمن باقي بمانيم. همان طور كه نمودار نشان مي‌دهد، در عمق كمتر از 50 سانتيمتر، شانس زنده ماندن به كمتر از 10 درصد مي‌رسد.

از : سایت جامع آموزش کوه نوردی

قطب نما و کار با آن

سلام خدمت دوستان
شاید تعجب کنید که با وجود دستگاه های پیشرفته GPS چه نیاز به یادگیری قطب نما احساس می شود . شاید بدانید که پیشرفته ترین کشتی هایی که در دریاها تردد می کنند که مجهز به بهترین مسیریاب ها و رادارهای برای تشخیص مسیر هستند ولی چک لیست های مربوط به قطب نما هنوز در آنها وجود دارد .
همه کوه نوردان شاید دستگاه جی پی اس نداشته باشند و یا یاد گیری و استفاده آن کمی مشکل بنظر می رسد هر چند با یک دوره مختصر قابل آموزش می باشد . ولی اگر شما نیز مانند بقیه کوه نوردان از نظر مالی مشکل دارید ولی می توانید یک قطب نمای نظامی مدل ام یک را خریداری نمایید می توانید مطلب این پست را به دقت مطالعه نمایید .
توجه داشته باشید که اگر استفاده از قطب نما در طول سالیان کوه نوردی شما فقط قادر باشد در یک برنامه به شما کمک نماید ارزش به همراه بردن آن در تمام برنامه کوه نوردی را خواهد داشت .

قطب نمای M1

ساختمان و اجزای قطب نمای M1

1 – دستگيره يا شصتي : حلقه اي است كه در انتهاي قطب نما قرار دارد و براي نگهداشتن قطب نما به حالت تراز در موقع استفاده بكار مي رود.

2 – درب قطب نما : درپوشي است آلومينيومي كه در وسط آن تار موئي قرار دارد و كاربرد تارموئي مانند مگسك اسلحه است و دو سر تار موئي دو نقطه فسفري (شبنما) وجود دارد و در موقع كار شبانه از آن استفاده مي شود .در حاشيه درب قطب نما خط كشي تعبيه شده است و بر اساس مقياس 000/50 : 1 بر مبناي كيلومتر مدرج شده است.

3 – تيغه نشانه روي و عدسي چشمي : تيغه ايست كه بالاي آن شكاف كوچكي همانند شكاف درجه اسلحه است و با زاويه 45 درجه نسبت به صفحه مدرج قرار ميگيرد و در موقع گرا گرفتن با كمك تار موئي بكار مي رود. در اين حال توسط عدسي چشمي كه در وسط تيغه تعبيه شده اعداد مربوط به گراي هدف نشانه روي شده قرائت مي شود. خواباندن تيغه بر روي صفحه قطب نما سبب قفل شدن صفحه مدرج مي شود.

4 – بدنه : كليه اجزاي قطب نما در داخل بدنه كه از جنس آلومينيوم است قرار دارد. در كنار اين محفظه خط كشي تعبيه شده كه با باز شدن كامل درب قطب نما ، خط كشي قطب نما را كامل ميكند.

5 – طوقه كار در شب : طوقه متحركي است كه جداره خارجي آن دندانه دار است و تعداد 120 دندانه دارد اين دندانه ها با زائده اي در كنار قطب نما در تماس است كه به هنگام چرخش تق تق صدا ميدهد و هر تقه برابر 3 درجه است . بر روي صفحه طوقه يك خط و يك نقطه فسفري مشاهده مي شود كه در موقع كار در شب از آن استفاده ميشود.(زاويه بين خط و نقطه 45 درجه و 15 تقه است)

6 – صفحه ثابت : در زير طوقه كار درشب صفحه شيشه اي ثابتي قرار دارد كه روي آن يك خط سياه بنام شاخص تعبيه شده . اين خط درست در امتداد شكاف تيغه نشانه روي و تار موئي قرار دارد كه در موقع گرا گرفتن هر عددي زير شاخص باشد گراي آن امتداد است.

7 – صفحه مدرّج : صفحه ايست لغزنده كه عقربه مغناطيسي روي آن نقش بسته است .بر روي اين صفحه دو گونه تقسيم بندي وجود دارد.

الف : تقسيم بندي داخلي كه برحسب درجه صورت گرفته و به رنگ قرمز ميباشد كه به ازاي هر 5 درجه علامت گذاري وهر 20 درجه عددگذاري شده است.(محيط دايره به 360 قسمت مساوي تقسيم شده و زاويه بين دو شعاع دايره كه يك قسمت را فرا گرفته است ، يك درجه نام دارد).

ب : تقسيم بندي خارجي كه برحسب ميليم غربي و برنگ سياه است كه به ازاي هر 20 ميليم علامت گذاري و هر هر 200 ميليم عددگذاري شده است ولي دو صفر سمت راست آن اعداد بمنظور اختصار حذف شده است.(در اين تقسيم بندي محيط دايره به 6400 قسمت تقسيم شده كه هر قسمت آنرا يك ميليم گويند).

نكاتي كه قبل از كار باقطب نما ي M1  بايد به آن توجه كرد

الف -  اطمينان از سالم بودن قطب نما :

هر فرد بايد هنگام كار با قطب نما در بدو امر اطمينان از سالم بودن كليه قسمتهاي آن داشته باشد كه موارد آن به شرح زير است :

1 – قسمت خط كشي كاملاً صاف و خوانا باشد و مدرّجات آن ضربه نخورده باشد.

2 – طوقه كار درشب سالم باشد و صداي تق تق داشته باشد.

3 – اهرم ثابت كننده صفحه لغزنده سالم باشد و بتواند اين صفحه را ثابت كند.

4 – بهنگام تثبيت صفحه لغزنده قطب نما را تكان داده تا از عدم حركت آن اطمينان حاصل شود.

5 – خط شاخص سياه رنگ و شكاف تيغه و تار موئي روي هم قرار داشته باشند(در امتداد هم باشند).

6 – با چرخش 360 درجه اي قطب نما اطمينان از صحيح كاركردن صفحه لغزنده و عقربه مغناطيسي داشته باشيد.

7 – مدرّجات گرا ، درجه و قسمتهاي فسفري كار در شب كاملاً خوانا و سالم باشند.

ب – صحيح در دست گرفتن قطب نما :

1 – درب قطب نما در روز 90 درجه و در شب 120 الي 150 درجه باز شود.

2 – تيغه نشانه روي با زاويه 45 درجه باشد.

3 – انگشت شصت را داخل دستگيره قرار داده.

4 – قطب نما را بصورت تراز و افقي روبروي چشم قرار دهيد.

طرز كار با قطب نماي M1 در روز

الف – تعيين گراي يك امتداد (گرا گرفتن ) در روز :

1 – درب قطب نما را بطور قائم باز مي كنيم و انگشت شصت دست راست را داخل حلقه نگهدارنده قرار مي دهيم و قطب نما را بصورت كاملاً افقي و تراز در دست ميگيريم.

2 – تيغه نشانه روي را بصورت 45 درجه نسبت به صفحه مدرج باز و قطب نما را به چشم نزديك مي كنيم و از داخل شكاف تيغه نشانه روي و شكاف درب قطب نما طوري به هدف نگاه مي كنيم كه تار موئي درست روي هدف باشد.

3 – در همين حال از داخل عدسي چشمي به صفحه مدرج لغزنده بدون حركت دادن دست نگاه مي كنيم و عددي را كه زير خط سياه شاخص قرار دارد مي خوانيم اين عدد گراي هدف مورد نظر است.

ب – تعيين امتداد يك گرا (گرا بستن ) در روز :

براي تعيين يك امتداد با مشخص بودن گراي آن به ترتيب زير عمل مي نمائيم.

1 – درب قطب نما را بطور قائم باز مي كنيم و انگشت شصت دست راست را داخل حلقه نگهدارنده قرار مي دهيم و قطب نما را بصورت كاملاً افقي و تراز در دست ميگيريم.

2 – تيغه نشانه روي را بصورت 45 درجه نسبت به صفحه مدرج باز مي كنيم و به همراه قطب نما دور خود مي چرخيم تا عدد مربوط به گراي مورد نظر زير خط شاخص سياه قرار بگيرد.

3 – در اين حال امتداد شكاف تيغه و تار موئي ، امتداد مورد نظر است. و اگر بخواهيم به سمت گراي مورد نظر حركت كنيم ضمن اينكه قطب نما را بدون حركت نگاه داشته ايم ، از داخل شكاف تيغه و شكاف درب قطب نما به جلو نگاه ميكنيم ، تار موئي روي هر شيئي را كه در جلو ديده شود بعنوان نقطه كمكي در نظر مي گيريم سپس قطب نما را بسته به طرف آن نقطه حركت ميكنيم . اين مراحل را تا رسيدن به هدف تكرار مي كنيم. (البته بايستي در نظر داشت كه حتماً مسافت طي شده را بايد ثبت كرد ).

طرز كار با قطب نماي M1 در شب

الف – تعيين گراي يك امتداد (گرا گرفتن ) در شب :

1 – درب قطب نما را با زواياي 120 الي 150 درجه باز و تيغه نشانه روي را از روي صفحه بلند مي كنيم تا صفحه مدرج آزاد شود.

2 – طوقه كار در شب  را آنقدر مي گردانيم تا خط فسفري در امتداد دونقطه فسفري دوسر تار موئي منطبق شود. سپس قطب نما را بطور افقي و تراز در دست نگاه مي داريم.

3 – از داخل تيغه نشانه روي و شكاف بالاي درب قطب نما به هدف نگاه مي كنيم و بدون حركت دادن قطب نما ، به آهستگي تيغه نشانه روي را با شصت دست چپ مي خوابانيم تا صفحه مدرج قفل شود.

4 – طوقه كار در شب را در جهت خلاف عقريه ساعت مي چرخانيم تا خط فسفري واقع بر طوقه كاردرشب روي عقربه شمال مغناطيسي كه شبنماست منطبق شود . در همين حال تعداد تقه ها را شمرده و در عدد 3 ضرب مي كنيم تا گراي هدف بدست آيد.

(براي سرعت عمل بيشتر درصورتيكه تعداد تقه ها از 60 بيشتر بود ، يعني عقربه مغناطيسي از گراي 180 رد مي شود ميتوانيد طوقه كار در شب را در جهت حركت عقربه ساعت بچرخانيد و تعداد تقه هاي بدست آمده را از 120 كم كنيد و حاصل را در 3 ضرب كنيد تا گراي مورد نظر يدست آيد.

ب – تعيين امتداد يك گرا (گرا بستن ) در شب :

1 – درب قطب نما را با زواياي 120 الي 150 درجه باز و تيغه نشانه روي را از روي صفحه بلند مي كنيم تا صفحه مدرج آزاد شود.

2 – طوقه كار در شب  را آنقدر مي گردانيم تا خط فسفري در امتداد دونقطه فسفري دوسر تار موئي منطبق شود. سپس قطب نما را بطور افقي و تراز در دست نگاه مي داريم.

3 – گراي داده شده را تقسيم بر 3 مي كنيم تا تعداد تقه ها مشخص شود . سپس طوقه كار در شب را به تعداد تقه ها در جهت خلاف عقربه ساعت مي چرخانيم .

4 – سپس دور خود بچرخيد تا عقربه شمال مغناطيسي زير خط فسفري منطبق شود. بدون اينكه اين انطباق بهم بخورد قطب نما را بالا آورده و از داخل شكاف تيغه نشانه روي و شكاف بالاي نقاط شبنما به جلو نگاه كنيد و تار موئي روي هر چيز قرار گرفت (درخت ، سنگ ، بوته ، خودرو …)آنرا بعنوان نقطه نشاني در نظر مي گيريم و به سمت آن حركت مي كنيم.

تذكر 1 : (چون در شب ديد محدود است و نقطه نشاني يا كمكي را نمي توان دور انتخاب نمود و بايد نقطه كمكي را نزديك انتخاب كرد در نتيجه تعداد آنها زياد خواهد شد و بايد اين عمل را بيشتر تكرار كنيد.چنانچه نقطه نشاني مشخصي وجود نداشت ميتوانيد يكنفر را به جلو بفرستيد تا جائيكه ديده شود و او را به چپ و راست هدايت كنيد تا روي تار موئي قرار گيرد و بعد بطرف او حركت كنيد ).

تذكر 2 : (از آنجائيكه همه اعداد بر 3 قابل قسمت نيستند و عدد مشخصي براي تقه ها بدست نمي آيد لازم است اينگونه اعداد را با كم و يا اضافه كردن 1 درجه به يكي از مضارب عدد 3 تبديل كنيم و سپس تبديل به تقه كرده و به قطب نما ببنديم. در اينحالت بعد از 1000 متر طي مسافت اگر يك واحد به گراي اوليه اضافه كرده باشيم ، بايد 18 متر به چپ و اگريك واحد از گرا كم كرده باشيم ، 18 متر به راست مسير بيائيم تا انحراف ايجاد شده ناشي از تغيير اعداد درجه تصحيح شود.

گراي معكوسBack Azimuth

هر مسيري را كه در نظر بگيريد داراي دو گرا ميباشد . يكي گراي رفت و ديگري گراي برگشت .(گراي اصلي همان زاويه ايست كه عقربه مغناطيسي قطب نما نشان ميدهد) اما گراي معكوس درست بر عكس و خلاف جهت  مسير اصلي بوده و بعبارتي 180 درجه با آن اختلاف دارد .كه به اين گرا ، گراي معكوس گفته ميشود. براي پيدا كردن گراي معكوس در مسير كافيست اين 180 درجه اختلاف را در گراي اصلي تأثير بدهيم . بدين ترتيب كه اگر گراي اصلي از 180 درجه بيشتر بود بايد 180 درجه از آن كم كنيم و چنانچه گراي اصلي از 180 درجه كمتر بود بايستي 180 درجه به آن اضافه كنيم.

                 180     درجه              +  يا  -  گراي رفت = گراي برگشت

              3000      ميليم شرقي     +  يا  -  گراي رفت = گراي برگشت

             3200       ميليم غربي      +  يا  -  گراي رفت = گراي برگشت

گراي مركّب

الف - عبور از موانع :

در عمليات گشتي ، شناسائي و يا مأموريتهايي كه لازم است ستون راهپيمائي در منطقه دشمن مسير مشخصي را از مبدأ به مقصد طي كند درطول مسير امكان داردبه موانع پيش بيني نشده و احتمالي از قبيل (رودخانه ، ميدان مين ، مواضع دشمن و ) برخورد نمايد.و از طرفي انتخاب يك مسيرمستقيم بين نقطه مبدأ و مقصد اغلب امكان پذير نيست از اين رو ناگزير مسير راهپيمائي متناسب با عوارض ميان راه بصورت خط شكسته انتخاب ميشود و گراها و فواصل اين خطوط بطور جداگانه محاسبه و يادداشت ميشود. بطوركلي موانع را ميتوان به دو صورت تقسيم كرد :

1 – موانعي كه آن طرفشان پيداست :

در رابطه با اين موانع بعد از برخورد به دو روش ميتوان عمل نمود.

روش اول : ميخواهيم از عرض رودخانه اي عبور كنيم براي اين منظوركافي است در امتداد گراي مورد نظر يك نقطه نشاني درآنطرف رودخانه در نظر گرفته و با طي مسافتي از عرض مانع عبور نمائيم سپس كنار نقطه نشاني قرار گرفته و در راستاي همان گرا ، مسير را ادامه داده تا به مقصد برسيم.

روش دوم : چنانچه آن طرف مانع نقطه نشاني مناسبي در امتداد گرا وجود نداشته باشد بايد در اين سوي مانع با علامت گذاري دو نقطه كمكي به فاصله چند متر از يكديگر در امتداد مسير كه از آن سوي مانع قابل رؤيت باشد ايجاد كنيد و پس ازعبور از مانع طوري قرار بگيريد كه هر دو علامت را در يك راستا منطبق بر هم مشاهده كنيد سپس در محل كنترل ،گراي امتداد مورد نظر ( هدف ) را دوباره گرفته و به حركت خود ادامه ميدهيم.

2 – موانعي كه آن طرفشان پيدا نيست :

 در اينگونه مواقع بايد بررسي شود كه از كدام سمت مانع حركت كنيم تا زودتر از مانع عبور نمائيم. اگر خواستيم از سمت راست حركت كنيم بايد 90 درجه يا 1500 ميليم شرقي يا 1600 ميليم غربي به گراي خود اضافه كنيم.

اگر خواستيم از سمت چپ حركت كنيم بايد 90 درجه يا 1500 ميليم شرقي يا 1600 ميليم غربي از گراي خود كم كنيم.

تذكر :

چنانچه گراي حركت در طول مسير كمتر از 90 درجه باشد و بخواهيم به سمت چپ حركت كنيم كافي است محاسبه زير را انجام دهيم.

مثال : گراي حركت در چپ  ــــــــــ 90 درجه  -  (گراي حركت  + 360 )

در صورتيكه گراي حركت بيش از 270 درجه باشد و بخواهيم به سمت راست تغيير مسير دهيم كافي است محاسبات زير را انجام دهيم.

مثال : گراي حركت از راست ــــــــــ  360 درجه  -  (گراي حركت  +  90 )

ب – گرا گيري از كنار اجسام آهني :

در مباحث قبلي ذكر شد كه هنگام كار با قطب نما بايد به مقدار مناسبي از ميدانهاي مغناطيسي  (آهن و …) و ميدانهاي الكتريكي (برق فشار قوي و …) فاصله گرفت و در بعضي موارد مجبوريم از كنار اجسام فلزي (دكل ديدباني ) گراگيري را انجام دهيم در اينحالت روي عقربه مغناطيسي اثر گذاشته و عقربه را به چپ و راست منحرف ميكند . در نتيجه گراي واقعي را نمي توانيم اندازه گيري كنيم براي رفع اين مشكل بايد مقدار انحراف عقربه را محاسبه و با توجه به جهت آن به گراهاي بعدي اضافه و يا كم نمائيم كه براي انجام اين امر لازم است موارد زير را انجام دهيم.

الف) ابتدا از كنار يك جسم غير فلزي گراي مركز دكل را دقيقاً اندازه گيري نماييد(گراي واقعي و مستقيم)

ب ) اكنون گراي واقعي و مستقيم را معكوس نمائيد.

ج  ) بداخل دكل فلزي مراجعه كرده و از مركز آن گراي نقطه نشاني غير فلزي را اندازه گيري كنيد.

د  ) در اين حالت دو گرا ، يكي واقعي و ديگري غير واقعي در اختيار داريم كه تفاضل دو گرا را محاسبه مي نمائيم و طبق موارد زير در گراهاي بعدي مقدار انحراف را دخالت ميدهيم.

حالت 1 :

اگر گرائي كه از كنار اجسام آهني گرفته شده كوچكتر از گراي معكوس جسم غير آهني باشد بدين معني است كه جسم آهني روي قطب نما اثر گذاشته و گراها را كمتر از گراي واقعي نشان ميدهد. لذا بايد تفاضل ايندو گرا را به گراهاي بعدي اضافه نمود تا گراي واقعي امتدادها بدست آيد.

مثال :                         4500  ›  4450 =  گراي واقعي  ›  گراي غير واقعي

        تفاضل دو گرا  50  =  4450  -  4500

رابطه يك :

گراي تصحيح شده  =  مقدار انحراف  +  گراي اندازه گيري شده هدف

                                      گراي تصحيح شده  4750  =  50  +  4700 

حالت 2 :

اگر گرائي كه از كنار اجسام آهني گرفته شده بزرگتر از گراي معكوس جسم غير آهني باشد به اين معني است كه جسم آهني روي قطب نما اثر گذاشته و گراها را بيشتر از گراي واقعي نشان مي دهد لذا بايد تفاضل اين دو گرا را از گراهاي بعدي كم نمود تا گراي واقعي امتدادها بدست آيد.

مثال :                       4750  ‹  4800  =  گراي واقعي  ‹  گراي غير واقعي

        تفاضل دو گرا  50  =  4750  -  4800

رابطه دو :

گراي تصحيح شده  =  مقدار انحراف  -  گراي اندازه گيري شده هدف

گراي تصحيح شده  1650  =  50  -  1700

تخمين مسافت با قطب نما

ازمحل خود گراي هدف را برحسب ميليم ميگيريم وسپس به اين گرا 1600ميليم اضافه يا كم مي كنيم وبا گراي بدست آمده جديد يك نقطه نشاني پيدا مي كنيم و به سمت آن نقطه پيش مي رويم و مسافت دلخواه طي شده را محاسبه مي كنيم . بار ديگر گراي هدف را اندازه ميگيريم و از رابطه زير مسافت در عمق را بدست مي آوريم.

مسافت دلخواه طي شده ( به متر )   =  مسافت مبدأ تا هدف ( كيلو متر )

                  اختلاف دو گراي هدف (به ميليم )

تبديلات

يك فرد نظامي لازم است بتواند ميليم شرقي و غربي وهمچنين تقه ها را به يكديگر تبديل نمايد. وبراي اين كار ناگزير به استفاده از روش مناسب و اصول چهار عمل اصلي در رياضي ميباشد.

براي تبديل گراي غربي به گراي شرقي و بالعكس از رابطه هاي زير استفاده مي كنيم .

گراي شرقي  =  16 : 15 × گراي غربي

مثال ) گراي 2400 ميليم غربي را به گراي شرقي تبديل كنيد ؟ 

ميليم شرقي 2250  = 16  :  15  ×  2400

گراي غربي  =  15 : 16 × گراي شرقي

مثال ) گراي 4500 ميليم شرقي را به گراي غربي تبديل كنيد ؟      

 ميليم غربي  4800 = 15 : 16 × 4500

تبديل گرا به درجه :

يك درجه برابر است با 7/16 ميليم شرقي                7/16 = 66/16 = 360 : 6000                  

يك درجه برابر است با 8/17 ميليم غربي                8/17 = 77/17 = 360 : 6400             

گرا بر حسب درجه   =  7/16 :  گراي شرقي

گرا بر حسب درجه   =  8/17 :  گراي غربي

تبديل درجه به گرا :

ميليم شرقي = 7/16 × درجه                      

 ميليم غربي = 8/17 × درجه

براي تبديل تقه هاي قطب نماي M1  از رابطه زير استفاده مي نمائيم.

چون يك تقه M1 برابر 3 درجه ميباشد پس:

هر تقه برابر است با 50 ميليم شرقي                                     (50 = 7/16 × 3 )

هر تقه برابر است با 4/53 ميليم غربي                               ( 4/53 = 8/17 × 3 )

براي تبديل تقه هاي قطب نماي منشوري از رابطه زير استفاده مي نمائيم.

چون يك تقه قطب نماي منشوري برابر يك ونيم ( 5/1 ) درجه ميباشد پس :

هر تقه قطب نماي منشوري برابر 25 ميليم شرقي است          ( 25 = 7/16 × 5/1 )

هر تقه قطب نماي منشوري برابر 7/26 ميليم غربي است      ( 7/26 = 8/17 × 5/1 )

از : آموزش نظامی

بر گرفته نشاط کوهستان

برخی از اصول پایه در کوهنوردی

برخی از اصول پایه در کوهنوردی

۱-هرنفر بايد فهرست مكتوب وسايل را داشته باشد . بر اساس آن وسايل خودش را براي هر برنامه كنترل نمايد تا دربرنامه چيزي كم نياورد. تكيه به حافظه معمولأ پاسخگو نيست.

2-داشتن فنون سنگنوردي  و برف و یخ در حد كلاس كارآموزي واجب است.

3-رعايت مسائل زيست محيطي (به ويژه شيشه , فلز و پلاستيك را در محيط رها نكنيم ).

4-چه وسايلي را برداريم؟

   - لباس مناسب برنامه , كفش و گتر, كيسه خواب, چادر, كوله, زيرانداز, ظروف و وسايل گرمازائي وآشپزي متناسب با برنامه چراغ قوه كوچك.

   - در صورت درگيري با برف حتمأ كلنگ و عينك..

   - درهر شرايطي  يك طناب انفرادي و يك چراغ قوه كوچك .

   - در صورت احتمال هواي بد پرچم راهنما و عينك ضد طوفان.

   - در صورت احتمال يخ كرامپون.

  - با توجه به حساسيت و نوع برنامه ارتفاع سنج , قطب نما و نقشه.

5- چگونه لباس بپوشيم؟
   لباس بايد لايه لايه باشد. فرمول كلاسيك آن به اين ترتيب است:
  زيرترين لباس از جنس استرچ يا لباس كشي ترجيحأ زيپ دار(مخصوصأ در زمستان لباس زير نخي نباشد ) , لايه بعدي از جنس پشم و لباس رويي از نوع گرم كن ( نوع پولار از بهترين نوع است ). كت پر , بادگير نفس كش و لباس ضد آب (گورتكس )  در صورت موجود نبودن گورتكس از بادگير معمولي و پانچو مي توان استفاده نمود.

6- چگونه حركت كنيم؟ 
  فرمول كلاسيك آن عبارتند از:
  - هماهنگي قدم با نفس , تنظيم سرعت حركت با شيب و سختي مسير. این مسئله اگه بتونید یه هماهنگی بین قدم ها و دفعات تنفس ایجاد کنید در جلوگیری از خستگی خیلی موثره .

   - در تابستان استراحت در فواصل معين و در جاهاي بدون باد.
   - در زمستان حركت مداوم.
   - نه خيلي سريع و نه خيلي آهسته ( معمولأ ابتدا آهسته و پس از گرم شدن تندتر ).
   - حركت با چشم باز, با توجه به اطراف و مسير بازگشت و با توجه به فواصل و موانع و زمانها .
   - در صورت لزوم يادداشت برداري و جمع آوري هر چه بيشتر اطلاعات.
    - با احتياط و بدون خطر كردن زياد.

7- چگونه غذا بخوريم؟
 فرمول كلاسيك هرم غذايي:     

   چربي
 -----------
  نشاسته 
 ------------
 قند

     - دفعات بيشتر
    - مقدارهردفعه كمتر 
    - آب زيادتر و به ويژه در زمستان نوشيدني حتمأ گرم و شام مقوي استفاده شود.
     -نخوردن برف , مخلوط كردن آب برف با چيزي مانند سانديس , آب كمپوت , پودر ميوه , شكر و آبليمو, قند يا….

 8-چه وقت حركت كنيم ؟
 
- مخصوصأدرزمستانها : صبح زودبايد حركت كرد چون روز كوتاه است و استفاده از روشنايي اواخر روز براي چادرزدن ضروري است.
   -  توجه به نوع برنامه (زمستاني يا تابستاني بودن برنامه ).
 - نبايد در تاريكي به نقاط مشكل برخورد كنيم و در هواي بد نبايد حركت خود را آغاز كنيم بلكه بايد منتظر هواي خوب بمانيم.

9-در برخورد با هواي بد چه كنيم؟
      همواره مسير بازگشت را در نظر داشته باشيم و اگر هواي بد زود گذر است (مثلأ در بهار ) آرام بگيريم تا بگذرد و اگر مداوم و طولاني است (مثلأ در زمستان ) بر دستيابي به هدف اصرار نكنيم.

10-با ارتفاع زدگي  چه كنيم؟
  -  در صورت بروز ناراحتي خيلي سريع ارتفاع نگيريم و در صورت تشديد ناراحتي ارتفاع را كم كنيم.
  -  در برنامه هاي بلند به بالاتر صعودكنيم و در پائين تر شب ماني هم هوايي كنيم (هم هوايي انطباق بدن با كاهش فشار هوا و كاهش مقدار اكسيژن است ).
   -  به هنگام سردردهاي جزئي از مسكن هاي مناسب استفاده كنيم.

11-مسائل سرپرستي چيست؟
        ايجاد هماهنگي , تقسيم كار و كنترل انجام وظايف. موفقیت هر برنامه کوهنوردی به رعایت مسائل سرپرستی و کار گروهی ارتباطی تنگاتنگ دارد . سرپرست نقش بسیار حساسی را در اجرای برنامه به عهده دارد که چنانچه فردی لایق و کارآمد در این موقعیت قرار گیرد ، برنامه ایی با کمترین اصطراب و استرس اجرا خواهد شد .

بر گرفته از سایت نشاط کوهستان 

جهت یابی!

سلام

جهت یابی و تعیین مسیر قسمتی مهم و قابل اعتنا از ورزشی است که ما بدان علاقه مندیم. آنقدر مهم و قابل توجه که غفلت از آن موجب مخاطره و در مواردی مرگ و زندگی ما در گرو انتخاب  جهت و مسیر صحیح است و اساسا ً موفقیت اجرای یک برنامه دقیقا ً ارتباط به تعیین هدف و طی طریق در امتداد همان هدف تعیین شده دارد.

امروزه وسایل و ابزار متعددی راهگشای این امر شده اند. نقشه های متفاوت با کاربرد متفاوت،GPS  ، قطب نما و ... و در یک کلام جهت یابی با ابزار.

اما از دیرباز جهت یابی بدون ابزار (عوامل طبیعی) نیز اهمیت خود را از دست نداده و آموزش یادگیری آن برای جمله کوهنوردان لازم و ضروری است .

لازم است بدانیم جهت نسبت به وضعیت فرد تغییر نمی کند ، یعنی شمال ، جنوب ، شرق ، غرب و جهت های فرعی . اما سمت بستگی به وضعیت قرار گرفتن فرد دارد ، یعنی جلو ، عقب ، راست ، چپ و سمت های فرعی.

جهت یابی در شب : بهترین و مناسب ترین و مطمئن ترین وسایل جهت یابی در شب ستارگان و صور فلکی و ماه هستند.

صور فلکی خوشه پروین : دسته ای از ستاره ها حدود 15 عدد که در یک جا جمع شده اند به شکل خوشه انگور دیده می شوند و به آن خوشه پروین می گویند. این ستاره ها مثل خورشید از شرق به طرف غرب در حرکتند و همیشه دم آن در جهت مشرق است.

این مقدمه را گفته که بدانید این شبها خوشه پروین به وضوح در آسمان کشورمان دیده می شود. از تماشای این همه زیبایی غافل نباشید .

امینیان

 

کوه نوردی فنی !

با توجه به شرايط رو به بهبود گروه جاي خالي مباحث فني در وبلاگ احساس مي شد.

البته موضوع آن در گروه گشوده بود اما پرداختن به آن در وبلاگ فرصتي مناسب مي خواست.

تمام همنوردان و دوستان مي توانند آموخته هاي خود را که پيرامون آن تحقيق کرده اند و آنرا آزموده اند براي وبلاگ ارسال کنند.

مطالب تايپ شده با فرمت ورد مايکروسافت و تصاوير حتي الامکان واضح و بدون پيچيدگي باشد.

 

46.jpg

 

 

تمرین برای افزایش استقامت و آمادگی عمومی - از کاظم فریدیان باشگاه دماوند

تمام مطالب در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آموزش بصری زدن گره

از طریق مطالعه وبلاگ باشگاه دماوند ایران این سایت رو پیدا کردم .

Animated Knots by Grog

تغذیه در کوه نوردی

گردآوری: دکتر حمید مساعدیان
با توجه به تغییراتی که ارتفاع روی کلیه سیستم های فیزیولوزیک بدن انسان میگذارد وشرایط نامساعدی که یک کوه نورد ودستگاه گوارش وی با آن مواجه است، بحث نوع تغذیه وتغذیه مناسب از مهمترین مقولات علم پزشکی ارتفاع وعلم تغذیه است.
ادامه نوشته

محتویات کیف کمک های اولیه

دکتر حمید مساعدیان

دبیر کمیته پزشکی فدراسیون کوهنوردی

عضو کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کوه نوردی

 

ادامه نوشته