انواع طنابهاي ديناميك كدامند؟

تك طناب      نيم طناب     طناب دو قلو

تك طناب:
اين طناب به صورت تك رشته استفاده ميشود مناسب ترين طناب براي صعود مسير هاي دشوار نسبتا مستقيم( در يك خط) و يا در مسير هايي كه پايين آمدن و يا جابجايي به وسيله فرود نباشد. كار برد عمده اين طناب براي سنگنوردي است.

نيم طناب :
اين طناب از دو رشته تشكيل شده است كه صعود كننده هر دو رشته آن را به هارنس گره ميزند. و بايستي هر رشته را به يك حمايت مياني  نصب كند . اين كار باعث كاهش شكست طناب در طول مسير صعود مي شود .
نيم طنابها براي كوهنوردي و صعود هاي چند طول طنابه كه فرود در آن الزاميست بسيار مناسب است اين طناب در مسير هايي كه حمايت مياني در ان نا مطمئن هستند بخصوص در يخنوردي بسيار كار امدند زيرا در هنگام سقوط نفر ابتدا بر روي يك رشته سقوط ميكند و سپس نيرو بر رشته ديگر وارد  مي آيد در نتيجه نيروي ضربه حاصله بيشتر كاهش مي يابد ضمنا ايمني بيشتري در صورت ريزش يخ و سنگ و همچنين مسير هاي تيغه اي دارند .

طناب دو قلو:
اين طناب هميشه به صورت دو رشته  و با هم استفاده مي شود و به صعود كننده متصل مي شود . صعود كننده هر دو رشته را داخل يك كارابين مي اندازد  و مزيت آن بر تك طناب علاوه بر سبك بودن امكان فرود بلند به اندازه طول طناب است اين طناب از نيم طناب ها سبكتر است  اما هيچوقت نبايد هر رشته آن را در يك كارابين انداخت و بايد هر دو رشته آن  با هم داخل يك كارابين انداخته شود .

ویژگی های طناب کوهنوردی

دانستن انچه در مورد طناب ضروري است ،چگونه درك بهتري از ويژگي هاي طناب خود داشته باشيم

تعداد سقوط ها :
طبق استاندارددر هر سه گونه طناب بايد با ضوابط زير همخواني داشته باشد
تك طناب بايد سه سقوط متوالي با وزن 80 كيلوگرم
نيم طناب بايد پنج سقوط متوالي با وزن 55 كيلو گرم
طناب دو قلو بايد 12 سقوط متوالي را روي هر دو رشته با وزن 80 كيلوگرم با فاكتور سقوط 77/1 را تحمل كند. 

افزايش طول ديناميك:
اين افزايش طول عبارتست از كش آمدن طناب در امتداد خود بر اثر نخستين سقوط آزمايشي "يو آي اي  اي"  كه مي بايست اين افزايش طول كمتر از 40 درصد باشد.

افزايش طول استاتيك:
مقدار افزايش طول طناب تحت بار وزن 80 كيلو گرم  براي تك طناب از ده درصد و براي نيم طناب از 12 در صد و براي طناب دو قلو برروي هر رشته با هم از ده درصد نبايد تجاوز كند .

تعداد رشته هاي پوسته طناب:
پوسته طناب محافظ و در بر گيرنده هسته و قسمت قابل روئيت طناب ميباشد و از گروهي از رشته هاي به هم بافته شده تشكيل شده است. كه هر گروه از يك قرقره خارج ميشود.
طنابهاي با قطر يكسان طنابي كه قرقره بيشتر پوسته نازك داردويژگي ديناميكي بهتر و طنابي كه قرقره كمتر پوسته ضخيم و داراي مقاومت زياد تري در برابر سايش ميباشد.

بطور مثال :
يك تك طناب با ساختار 48 قرقره با خاصيت ديناميكي زياد و 32 قرقره با رشته هاي ضخيم تر براي به حد اكثر رساندن مقاومت در برابر سايش انتخاب ميشوند.

لغزش پوست :
پوسته و هسته طناب دو قسمت مستقل مي باشند و در صورت نداشتن سازگاري دقيق و كامل جابجا شده و روي يكديگر خواهند لغزيد در اين حالت پوسته طناب تغيير شكل داده و كم كم تحت تاثير ابزار فرود متورم شده و نقاطي تو خالي و بيرون زده اطراف هسته طناب به وجود مي آورد.

اين پديده بخصوص هنگام فرود هاي سريع و صعود هاي قرقره اي يا شوك هاي شديد به وجود آمده و احتمال خطر جمع شدن پوسته طناب در ابزار هاي فرود يا حمايتي را افزايش ميدهد.

فاكتور سقوط:
فاكتور سقوط تعيين كننده شدت سقوط است. هر چه ميزان آن بيشتر باشد سقوط سخت تر است و ميزان آن بين صفر و حداكثر دو ميباشد.محاسبه ان از تقسيم ارتفاع سقوط بر طول طناب صعود شده به دست مي آيد . (طناب بين حمايتچي و صعود كننده)

سختي سقوط تابعي از ارتفاع سقوط نبوده بلكه تابعي از نسبت طول طناب صعود شده ميباشد. زيرا هر چه طناب فعال طويل تر باشد .طول بيشتري از طناب براي جذب نيروي سقوط كشش وارد عمل ميشود.

وقتي كه هيچگ.نه اصطكاكي بين حمايتچي و بالا ترين كارابين وجود نداشته باشد.انرژي حاصله از سقوط در تمام طول طناب به طور يكسان توزيع ميگردد.كه اين نيرو را فاكتور سقوط نظري مينامند.

اثر قرقره اي و بالاترين حمايت مياني:
در هنگام سقوط بالاترين كارابين از يك سو متحمل نيروي ضربه ايجاد شده توسط صعود كننده و از يك سو متحمل نيروي مهار سقوط حمايتچي ميشود اين دو نيرو با يكديگر جمع ميشوند و اين چيزي است كه آنرا اثر قرقره اي ميناميم .

نيروي وارد شده به حمايتچي به خاطر اصطكاك طناب در كارابين هاي در طول مسير كمتر نيروي ضربه روي بدن صعود كننده است .در نتيجه نيروي وارد شده بر بالاترين كارابين در حدود 6/1 برابر بيشتر از نيروي وارد شده به بدن صعود كننده است .

هنگام سقوط انرژي حاصله ميبايست توسط زنجيره حمايت بويژه طناب جذب و مهار شود اگر طناب جذب كننده خوبي براي  انرژي باشد. ضربه وارده به صعود كننده را كاهش خواهد داد.

 نيروي وارده به بدن صعود كننده  در لحظه مهار سقوط نيروي ضربه ناميده ميشود .

مقدار اين نيرو بستگي به فاكتور سقوط ،وزن صعود كننده ،و ظرفيت جذب انرژي توسط طناب دارد.

نيروي ضربه:
مقادير مورد نياز استاندارد

تك طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود 1200 كيلو گرم) باشد .

نيم طناب:
نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 55 كيلو گرم مي بايست كمتر 8 كيلو نيوتن(حدود800كيلو گرم) باشد .

طناب دو قلو: نيروي ضربه در اولين مهار سقوط با فاكتور 77/1 و با وزن 80 كيلو گرم مي بايست كمتر 12 كيلو نيوتن(حدود1200 كيلو گرم) باشد .(بر روي هر دو رشته طناب با هم).

حد اكثر نيروي ضربه:
تمام طنابهاي كوهنوردي بر مبناي حد اكثر نيروي ضربه دسته بندي ميشوند .

نيرويي كه به طناب در آزمايشگاه تحت شرايط بسيار سخت (شرايط خاص و استاندارد آزمايشگاهي و حداكثر نيرو)وارد مي شود هرگز در هنگام صعود به ان وارد نمي شود .و اين نيرو حاصل سقوط يك وزنه فلزي در كارگاه ثابت و شرايط حمايت استاتيك مي باشد . و نتايج واقعي بدست آمده از اين آزمايش بر روي برگه مشخصات فني طناب درج ميگردد.

در اين شرايط خاص تمام انرژي سقوط توسط طناب جذب مي گردد و عواملي همانند هارنس سنگنورد و يا قابليت تغيير شكل بدن انسان و اصطكاك طناب با كارابين وجود ندارند كه بخواهند انرژي سقوط را جذب كنند و در نتيجه تمام انرژي مستقيما به طناب منتقل مي شود.

افزايش تصاعدي نيروي ضربه در اثر استفاده  در  هنگام صعود و مهار سقوط هاي متوالي توسط طناب ظرفيت ديناميكي آن را كاهش  دا ده و در نتيجه نيروي ضربه طناب افزايش پيدا ميكند .

قطر و وزن:
طنابهاي با قطر زياد عموما داراي عمر مفيد طولاني تر و در عين حال سنگين تر و نه چندان مطلوب براي استفاده مي باشند.در صعود هايي كه وزن و حركت روان طناب حائز اهميت است انتخاب يك طناب با قطر كم ارجحيت دارد عملكرد جامع و كلي طناب ها را ميتوان در توان و تعادل بين وزن و خاصيت ديناميكي آنها ارزيابي نمود.