در تاریخ جمعه 13 اسفند 1388 همزمان با آخزین روزهای سال عزم جزم کردم برای صعود به قله کلک چال .

کلکچال از مسیرهای مهم کوه نوردی تهران است .

در حال حاضر ابتدای صعود این قله 3400 متری از پارک جمشیدیه است که از محله های کوه پایه ای تهران بوده و بالا دست محله نیاوران قرار گرفته است.

با توجه به اقبال روز افزون مسیرهای کوه نوردی از سوی شهرداری و ارگانهائی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امکاناتی در این محدوده محیا شده که بی شک لازمه حضور خیل مشتاقان کوه نوردی در این سامان است.

کلکچال به واسطه قرار در داشتن محدوده  شهر پر ازدحام تهران جزء مناطقی است که شهروندان امروزی تهران سعی در آسودن در کنار آن دارند.

صبح ساعت 7 مسیر را از حاشیه شمالی پارک شروع کردیم و با صبری متناسب با کوه و کوه نورد ی قدم ها را در مسیر گرم و نرم کردیم و نفسمان به واسطه حوصله ای که به خرج دادیم به شماره نیفتاد .

 آرام آرام شیب دره را همنوا با  چپ و راست شدن پاکوب صعود کردیم.

آنچه مایه هیجان بود حضور کم رنگ تر عشاق موسیقی بود. به جز یکی که آهنگی  خفن را در مسیر پخش می کرد.

کوله اش را با یک سیستم صوتی و مدرن محیا کرده بود. از آهنگهای مدرن و اسپرت بود .

بعضی ها هم به موبایلشان قانع بودند و ما هم ملالی نداشتین.آهنگها از هر نوع و نسلی قابل تشخیص بود و این تنوع سلیقه از راز و رمزهای بشری است که بیشتر نمی گویم وبماند.

 هر چند سکوت کوه  را بیشتر دوست دارم تا آهنگهائی که به نظرم تناسبی با کوه ندارند و چند ساعتی که من در جوارش هستم نیز فرصتی دل انگیزند برای سکوت.

قصد صعود قله را نداشتم . دخترم با من بود و صعود با او تا آن ارتفاع نه جایز بود و نه این دردانه توان فرسودن جسم و جانش بود .

همین مقدار که من بعد از صعود دماوند تابستان  با کوه آشتی کرده بودم، برایم کافی بود.

قبل از تپه نور الشهدا و د رحالی که بالاتر از آن را مه گرفته بود و ژس از صرف صبحانه و چای ملایم فرود آمدیم.

صبحانه دلچسبی خوردیم که جای شما خالی.

دخترم سعی در کسب تجربه از سنگها داشت.

سنگ رسوبی

سنگ دگرگون شده

سنگ آذرین

به اینها فکر نکرده بودم

کونگلومرا

این آخری را برایم توضیح داد.

درس علوم او هم باعث شد معلومات من حرکتی کند مثل کوه نوردیم.

 

DSC04102.JPG - image uploaded to Picamatic