گزارش صعود به قله دماوند از جبهه شمالي
ساعت 13 روز پنجشنبه با عجله به خانه آمدم و لوازم و وسايل كوله پشتي ام را كه شب قبل فقط آماده كرده بودم يكجا داخل كوله پشتي ريختم بدون اين كه نظم و ترتيبي داشته باشد. فقط ريختم داخل كوله، چون دوستان يك ساعتي بود كه منتظر من بودند و برعكس آن روز يكي از شلوغ ترين روزهاي كاري من بود. خلاصه ساعت 2 بعدازظهر از دامغان به سمت فيروز كوه و از آنجا به روستاي ناندل در مسير جاده هراز خارج شديم. زياد از طول مسير يادم نيست چون نيمه بيشتر مسير را از فرط خستگي خواب بودم تا به ابتداي جاده ناندل رسيديم، از سمت تهران به آمل پس از تونل شماره هشت، دست چپ يك فرعي آسفالت با تابلوي قله دماوند وجود دارد كه ابتداي جاده ناندل مي باشد.
پس از وارد شدن به داخل اين جاده سر و صداي راننده و نق زدن هاي او آغاز شد چون جاده پر از پيچ و سربالاي تند بود و ما از ارتفاع 1200 متر ناخودآگاه به ارتفاع 2300 متر در داخل خود روستاي ناندل مي رسيم، در ساعت 20:45 وارد خانه كوهنورد در روستاي ناندل شديم و با آقاي صالحي و خانواده محترمشان كه همگي جهت رفاه كوهنوردان با استقبالي گرم برخورد مي كنند آشنا شديم، هماهنگي هاي لازم جهت جاي خواب و استراحت و نيسان براي برنامه فردا صبح با پسر بزرگ آقاي صالحي صورت گرفت.
حركت به سمت جان پناه 4000، كمي استراحت و حركت به سمت جان پناه 5000، شب ماني در آن مكان جهت هم هوايي و صبح روز بعد حركت به قله و برگشت به سوي روستاي ناندل.سنگ بزرگ
سلام دماوند
سنگ بزرگ به 4000
7نفر از همنوردانم كه با خود من مي شديم 8 نفر ساعت 6:40 به سمت جان پناه 4000 به راه افتاديم، ارتفاع دقيق جان پناه 3850 متر مي باشد كه معروف به 4000 است و گنجايش تقريبي 20- 15 نفر را دارد. مسير پاكوب بوده و شيب ملايمي دارد. از پاي سنگ بزرگ جان پناه قابل رويت است. ساعت 10:40 به جان پناه 4000 رسيده و در آنجا استراحتي كوتاه كرديم و مشغول خوردن صبحانه اي مختصر و ميوه شديم و ساعت 11:30 به سمت جان پناه 5000 راه افتاديم.
مسیر 4000 تا 5000
مسير 5000 كمي متفاوت است چون در حين حركت بايد كمي به سمت شرق تمايل داشته باشيم و دوباره به سمت جنوب و اگر متوجه پاكوب بين راه نباشيد به صخره هاي زير جان پناه 5000 برخورد مي كنيد كه البته قابل صعود است ولي كمي اذيت مي شويد، بهتر است مسير پاكوب را گم نكنيد. در بين مسير با شرايط جوي متفاوتي برخورد كرديم از هواي آفتابي گرفته تا تگرگ شديد، طوري كه گروه را زمين گير كرد و حركت ما را كُند نمود، ولي شرايط در آن حد نبود كه برنامه را كنسل كنيم و به راه خود ادامه داديم.
فراموش شد كه بگويم يكي از اعضاي گروه كه فيلمبردار گروه هم بود به علت نامناسب بودن كفش هايش و دردي كه در ناحيه كتف احساس مي كرد از جان پناه 4000 به بعد با ما همراه نبود. ساعت 14:35 دقيقه به جان پناه 5000 رسيديم كه جان پناه پر بود كه ما مجبور شديم چادر بزنيم. ارتفاع دقيق جان پناه 4650 متر است و به علت اين كه گروه هاي كمتري از اين جبهه صعود مي كنند و منطقه پرشيبي است جاي چادر زدن به سختي فراهم مي شود.
جان پناه 5000
چادرها برپا شد و اعضا تقسيم بندي شدند. يك چادر سه نفر و يك چادر چهار نفر. ناهار را خورديم و كمي استراحت كرديم در ساعت 18 بيرون آمديم تا گشتي بزنيم، هم مناظر اطراف را ببينيم و هم بدنمان را هم هوا با محيط كرده باشيم. يكي از دوستان به علت كمر دردي كه ازقبل داشت و كوله پشتي سنگينش در طول مسير كمي كم حال شده بود كه او از چادر بيرون نيامد و استراحت نمود، در طول اين زمان ما باز هم با شرايط جوي متفاوتي برخورد مي كرديم. هواي آفتابي، تگرگ شديد و پس از آن برف باريدن گرفت و پس از همه اي اين ها يك رنگين كمان زيبا در پايين دست ما شكل گرفت كه انسان را به فكر وا مي داشت.

عبور از یخچال
تابستان؟!
ساعت 22 پس از صرف شام و جمع و جور كردن لوازم و بستن كوله حمله داخل كيسه خواب رفتیم، نيمه شب باز هم هوا بهم ريخت. رعد و برق طوري بود كه داخل چادر را روشن مي كرد كه در ادامه اش تگرگ و برف بود ولي ما خوابيديم و تكان نخورديم. صبح شد و هر گروه منتظر بود كه يكي به سمت قله راه بيافتد تا بقيه به دنبالشان، صحبتي با دوستان كرديم و همراه 4 نفر از بچه هاي تهران و مهديشهر كه معروف به 4 دادا بودند ساعت 5:35 صبح به سمت قله راه افتاديم.
برف کوبی تا قله
با مشورت دوستان، يكي از ديگر از اعضاي گروه كه روز قبل هم كمي كم حال بود ولي صبح آن روز قبراق بود قرار شد كه به قله نيايد چون تحت هر شرايطي كه از ادامه دادن مسير باز مي ماند بايد يكي از نفرات با او بر مي گشت و چون مسير ناشناخته بود اصلا اين قابليت را نداشت كه فردي را تنها به پايين بفرستي، مي دانم كمي هم ناراحت شد و اين ريسك جايز نبود و همين جا از او عذرخواهي مي كنم و هم ممنونم كه با جمع همراهي كرد. خلاصه مسير را ادامه داديم اين طور كه معلوم بود ما بايد راه را مشخص مي كرديم چون پاكوب به علت برف شديد در مسير ديده نمي شد با سرقدم هايي كوتاه ولي مداوم مسير خود را به سمت قله ادامه داديم كه جا دارد از آقاي اميني كه در جلوي تيم بود تشكر ويژه صورت گيرد، با همراهي و همكاري دوستان مخصوصاً آقاي درباني كه انصافاً اين جوان دست مريزاد دارد و واقعآً بمب روحيه بود و گروه را تا قله همراهي كرد و خواند و گفت و خنديد، مسیر را ادامه دادیم.
قله دماونددر ساعت 10:25 صبح روز شنبه 90/4/25 اعضاي گروه كوهنوردي البرز دامغان به اتفاق آن 4 دادا پاي بر قله 5600 متري دماوند گذاشتند و سجده شكر به جاي آوردند و براي تمامي كوهنوردان و مردم ايران زمين آرزوي موفقيت و پيروزي كردند.
توضيحات:
1 . تحت هيچ شرايطي فصل صعود نبايد تاثير بر آماده نكردن لوازم، لباس گرم و تجهيزات داشته باشد و بايد تكميل به منطقه رفت.
2 . به علت شيب زياد مسير مخصوصاً از 4000 به بعد بايد با يك سرقدم كوتاه و مداوم حركت صورت گيرد تا امر فتح قله به انجام رسد.
3 . ترجيحاً آب كافي همراه خود داشته باشيد چون آب موجود در منطقه 5000 از آب ِیخچال بوده و املاح فراوان دارد كه بعضي مواقع باعث سردرد مي شود.
4 . كل زمان برنامه :
14:00. ( پنجشنبه) حركت از دامغان
21:00. روستاي ناندل
5:30. (جمعه)نيسان به سمت سنگ بزرگ
6:40. حركت به سمت جان پناه 4000
10:40. جان پناه 4000
11:30. حركت به سمت جان پناه 5000
14:30. جان پناه 5000
5:35. (شنبه) حركت به سمت قله
10:25. قله
11:00. برگشت از قله.
5 . اعضاي تيم :
خانم ها : مريم مزيناني، زينب شبستاني.
آقايان: مهدي اميني، احسان درباني، امير اسقانيان، جعفر صرفي، حميد اسحقانيان پور، ابوالفضل تيموري (سرپرست)
این برنامه هم تمام شد
خداحافظ دماوند.
نویسنده: ابوالفضل تیموری













تلفکس: 5247693-0232