گزارش تصویری از کوبر دامغان (18/9/90)
کویر حاج علی قلی دامغان
برآ ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم
روزان آفتابی دیر است و دور نیست
برای تو و خویش
چشمانی آرزو میکنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلمات مان ببیند.
مارگوت بیکل/ ترجمه احمد شاملو
نفسم گرفت از این شب، در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ، برآر رایت خون
به جنون صلابت صخره کوهسار بشکن
شفیعی کدکنی
سفر هر که را دیده ام برده است
سفر هیچ کس را نیاورده است!
مژگان عباسلو
خانه ما همسایه صحرا بود
تمام رویاهایم به بیابان راه داشت
سهراب سپهری
خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
ماییم که پا جای پای خود می نهیم
و غروب می کنیم هر پسین
حسین پناهی
آن ماه که می خندد در شرح نمی گنجد
ای چشم و چراغ من، دم در کش و میبینش
مولانا
عکس ها: گروه کوهنوردی البرز دامغان
و با تشکر از خانه باد











تلفکس: 5247693-0232