آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

می کوبم به سنگ

می کوبم به صخره

می رقصم با نور

بوسه می زنم بر نسیم

به ساحل امن تو اما نمی رسم!!

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

وا مانده ام!

با اشتیاقی انبوه

با بالهایی به گستره ی آسمان!

با دستانی خالی ...

با گام هایی سنگین تر از کوه!

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

خستگی ام را تکیه دادم به شانه های آفتاب

خورشیدی که تکه تکه ایستاده است هنوز.

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

اینجا دستم به دامان خورشید می رسد!

من از بام بلند دوست داشتن تو فرود نمی آیم!

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

دماوند از قله رالنگه

 هیچ راهی دور نیست...

با این بال ها

که بر شانه هایم نشانده ای!

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

آنقدر

در سایه سار سپیدار نشستم

تا سایه ی سرگردانی

بر طالعم نشست.

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

هنگام وصل ماست به باغ بزرگ شب

وقتی که سیب نقره ای ماه می رسد.

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

آتشکده ی ما

خانه ی تمام سرودها و نیایش هاست!

چنین که به مهر آتشم می زنی

چنین که به مهربانی

راهبرم می شوی!

 

عکس ها از آقای تیموری

با سپاس فراوان از وبلاگ "سایه سار سپیده"